آواز دشتی یکی از زیباترین ، دلرباترین ، روح نواز ترین و متأثرترین نغمات موسیقی ایرانیست. خود من به شخصه علاقه ویژه ای به این آواز دارم و در موقع شنیدن این نغمه بی نهایت منقلب می شوم و حالی عجیب پیدا می کنم. به همین جهت در این پست "آواز دشتی" را مورد بررسی قرار می دهم.
دستگاه شور از لحاظ گوشه ، وسیع ترین دستگاه موسیقی ایرانی است. این دستگاه دارای 4 نغمه یا آواز به نام های "ابوعطا" ، "بیات ترک" ، "افشاری" و "دشتی" است. توضیح در مورد 3 نغمه دیگر را به فرصتی دیگر موکول می کنم و اینک به بررسی اجمالی آواز دشتی می پردازم. این آواز نمونه ای است از زندگی ساده و بی آلایش نظیر زندگی صحرا و دشت نشینی. این آواز در عین سادگی گاه چنان مؤثر و دلرباست که شنونده اشک حسرت بر گونه می فشاند. این نغمه (دشتی) از درجه سوم گام شور آغاز می شود. درجه پنجم گام نت شاهد آن است که در عین حال نت متغیر نیز می باشد. نت ایست این نغمه همان نت مایه شور است. گام دشتی با شور تفاوتی ندارد ولی نت شاهد آن درجه پنجم گام شور است (نت شاهد حجاز). گام دشتی را می توان مانند گام شور نوشت. گوشه های معروف آواز دشتی عبارتند از : درآمد ، دوبیتی ، گیلکی ، گبری ، بیدکانی ، چوپانی ، غم انگیز ، سرنج (سارنج و یا سارنگ ؛ علاوه بر اینکه نام گوشه ای است نام سازی هم می باشد.) ، کوچه باغی و ...
آواز دشتی با این که غم انگیز و حزن انگیز است اما در عین حال بسیار لطیف و ظریف و روح نواز است. غم و حزنی که در آواز دشتی وجود دارد می تواند ناشی از فراق یار ، رنج و سختی زمانه یا حتی از عشق به میهن و وطن پرستی و ... باشد. در خواندن این آواز بدون شک احساس نقش مهمی را ایفا می کند و باید ادای شعر و تحریر ها از دل و جان آدمی برخیزد تا لاجرم بر دل نشیند. و چنین است که گفته می شود آواز دشتی از تأثیرگذارترین آوازهای موسیقی ایرانیست.
آواز دشتی به طور کلی دارای دو دامنه اصلی درآمد و اوج می باشد که متغیر بودن نت شاهد در دشتی از ویژگی های مهم این آواز تلقی می گردد. تنوع تحریر در آواز دشتی بسیار زیاد است به طوری که بسیاری از تکنیک ها و مهارت های آوازی در اجرای گوشه ها مورد استفاده قرار می گیرند. هر چند که آواز دشتی امروزه در بین مردم گیلان رواج یافته و گوشه هایی مانند دیلمان و گیلکی متعلق به شمال ایران است ، اما اصل آواز دشتی متعلق به منطقه دشتی و ناحیه دشتستانی در جنوب کشور است و نغمه دردهای زمانه و روزگار پر از مشقت و سختی عشایر و چوپانان و مردمان کوهپایه نشین زاگرس است.

منطقه دشتی شامل روستاهای دشتی ، شهرهای سروستان ، برازجان (دشتستان) ، شهرستان دشتی (به مرکزیت خورموج) و ... می باشد که در قسمت شرقی استان بوشهر و منطقه جنوبی و غربی استان فارس امروزی است.
منبع avayegolpa
نادر مشايخي به تازگي مسئوليت ساخت سمفوني مولانا را بر عهده گرفته است او که سه سمفوني «فيه مافيه» را با موضوع مولانا در تنقاط مختلف ايران و اروپا اجرا کرده و نظرات مثبت بسياري را با خود همراه کرده است از اين هفته ساخت اين سمفوني را آغاز مي کند.
شما ساخت سمفوني مولانا را بر عهده گرفتيد چه برنامه اي براي اين سمفوني داريد و ساخت آن را چه زماني آغاز مي کنيد؟
مدت زيادي از زماني که پيشنهاد ساخت اين سمفوني مطرح شده است نمي گذرد و الان خيلي زود است که جزئيات را در مورد اين کار بگويم. البته با تاکيد بر تجربيات قبلي ام در زمينه کارهاي مربوط به مولانا و ثمر بخش بودن آن فعاليتها اميدوارم با اتکا به موسيقي ايران ، سمفوني مولانا را بسازم بايد اين سمفوني نشان دهنده آن باشد که مولانا شخصيتي ايراني است که به فارسي شعر گفته است. سازهايي را که قرار است در اين سمفوني استفاده شود تعيين کرده ايد؟
به طور قطع مي دانم که حتماً از دف استفاده مي کنم.
خواننده ارکستر را شما انتخاب مي کنيد يا صدا و سيما سفارش دهنده کار است؟
سفارش دهندگان چندين جلسه داشتند و مشغول انتخاب خواننده هستند آنها پس از رسيدن به چند گزينه نهايي با مشورتي که با من انجام خواهند داد ، خواننده را انتخاب مي کنند.اما آرزويم اين است که استاد شجريان اين کار را بخواند ولي نمي دانم اين اتفاق مي افتد يا نه.
چه زماني کار را شروع مي کنيد؟
بايد کار را از هفته آينده شروع کنم و از آنجا که آخر اسفندماه بايد کار را تحويل دهم آن زمان ساخت سمفوني را به پايان مي رسانم.
«فيه ما فيه» ها با استقبال گسترده اي روبه رو شدند اين شرايط را براي سمفوني مولانا هم متصور هستيد؟
در اين آثار سعي کردم همزيستي مسالمت آميزي ميان موسيقي شرق و غرب به وجود آورم تا به اين شکل کار مورد توجه غربي ها و شرقي ها قرار گيرد.تلاشم بر آن است در سمفوني مولانا هم اين اتفاق رخ دهد. اين تلفيق به چه شکلي اتفاق مي افتد؟ در ارکستر سمفونيک از فواصل موسيقايي استفاده مي کنم که اين فواصل در تمام فرهنگ ها استفاده مي شود آنها فرشي هستند که مخاطب روي ان مي نشيند و مي تواند به راحتي با آن همراهي کندالبته استفاده از سه فتصله مي تواند براي ارکستر خسته کننده باشد که از همين رو بايد با شگرد خاصي عمل کرد
منبع : سايت مركز موسيقي صدا و سيما
سيالات بحرانی چيستند؟
سيال بحرانی ماده ای است که در دما و فشار معينی به نام نقاط بحرانی قرار دارد.نقطه بحرانی يک سيال بالاترين دمايی است که در آن هم مايع و هم بخار بتوانند در يک ظرف با همديگر موجود باشند.که اين وضعيت برای هر ماده خالص در دما و فشاری متفاوت با مواد ديگر پديد می آيد.که اين در نمودار فاز نقطه ای است که خط مايع-بخار به پايان می رسد.
تجربه روزمره خاصيت استثنايی نقطه بحرانی را نشان نمی دهد زيرا دمای اتاق خيلی بالاتر از دمای بحرانی هوا است.( دمای بحرانی نيتروژن ۱۴۷- درجه سانتيگراد است.) و همچنين خيلی پايين تر از دمای بحرانی آب است.( دمای بحرانی آب ۳۷۴ درجه سانتيگراد است.)
تصور کنيد يک ظرف دربسته را که با آب تا يک سوم آن پر شده است و در آن هوايی وجود ندارد گرما دهيم.آب مايع چون گرم می شود منبسط می شود اما مقداری از آن تبخير می شود و به بخار بالای مايع می پيوندد.چگالی مايع کاهش و چگالی بخار افزايش می يابد تا اين که در دمای بحرانی چگالی مايع و بخار با هم برابر می شود.در واقع مايع و بخار از تمام لحاظ غير قابل تشخيص می شوند و سطحی که مايع و بخار را از هم جدا می کند کم کم نا پديد می شود.

His picture, taken 15 August 2006, shows a group of young Lebanese driving through a South Beirut neighbourhood devastated by Israeli bombings.
Jury chair Michele McNally of The New York Times says:
"This photograph makes you look beyond the obvious."
با استفاده از تكنیك و تكنولوژی كوچك سازی چیپهای سیلیكونی و همچنین درج اطلاعات بر روی چیپ بوسیله باریكه الكترونی هیتاچی توانسته است RFID ای ۶۴ بار كوچك تر از كوچكترین نوع در دسترس به ابعاد ۰.۴ × ۰.۴ ميليمتر موسوم به mu-chips را تولید كند. این چیپ جدید دارای یك ROM ۱۲۸ بیتی برای ذخیره كردن یك آی دی منحصر به فرد ۳۸ رقمی میباشد.
با ضخامت ۸ میكرونی كه این RFID دارد این امكان را بوجود آورده كه به سادگی در بین صفحات كتاب تزریق شود .

برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
ديو مونگر در سايت ساينس بلاگ تحقیقی انجام داده كه نشان می دهد دو عدد ۷ و ۱۷ محبوبترین اعداد انتخابی توسط مردم هستند. در این آزمایش او از كاربران اینترنت خواسته است كه یك عدد را به صورت تصادفی مابین اعداد ۱ تا ۲۰ انتخاب كند . همانطور كه در شكل هم پیداست از میان ۳۴۷ نفری كه جدول مذكور از آمار آنها تهیه شده حدود ۱۸ درصد افراد ۱۷ را انتخاب كرده اند یعنی چیزی حدود ۱۳ درصد از مرز نرمال بالاتر. این در حالی است كه این آمار با آمار ۳۴۷ عددی كه رایانه به صورت تصادفی انتخاب كرده است تفاوت فاحشی دارد.
نتيجه گيري :
اينكه هرگز به انتخابي كه انسان به صورت تصادفي مي كند نمي توان اطمينان كرد و در هر انتخاب سليقه خود را اعمال مي كند و واقعاً تصادفي انتخاب نمي كند
چکیده:
پزشكى هسته اى بهتر از راديو درمانى
تصويربردارى به طريق هسته اى و تزريق و خوردن داروهاى هسته اى به هيچ وجه براى بدن مضر نيست. مواد راديواكتيوى كه در پزشكى هسته اى مورد استفاده قرار مى گيرند نيمه عمر خيلى كوتاهى دارند و خيلى زود از بين مى روند. ميزان پرتو تابش شده از اين مواد پائين تر از اشعه X معمول و يا اشعه CT اسكن است و به راحتى از طريق ادرار يا كيسه صفرا حذف و دفع مى شود. در مقايسه راديو درمانى (Radio Therapy) كه با پزشكى هسته اى متفاوت است، با تابش پرتو هاى مختلف يونيزه مثل آلفا، بتا و گاما و اشعه X تمام سلول ها را تحت تاثير قرار مى دهد.
پزشكى هسته اى شاخه اى از علم پزشكى است كه در آن از مواد راديواكتيو براى تشخيص و درمان بيمارى استفاده مى شود. مواد راديواكتيو مورد استفاده يا راديو ايزوتوپ هستند و يا داروهايى كه با مواد راديو ايزوتوپ نشاندار شده اند. داروى راديواكتيو، در روش هاى تشخيصى مواد راديواكتيو به بيمار تزريق مى شود و ميزان اشعه تاييد شده، از بيمار اندازه گيرى مى شود. اكثر روش هاى تشخيصى به كمك يك دوربين اشعه گاما، توانايى تشكيل تصوير را دارند. در موارد استفاده درمانى، مواد راديواكتيو براى درمان مورد استفاده قرار مى گيرند مثل استفاده از يد (۱۳۱) كه در درمان سمى شدن تيروئيد و سرطان تيروئيد مورد استفاده قرار مى گيرد.

برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
اولين کسي که جرات کرد اين سوال بظاهر بچگانه را بپرسد، فيزيکدان آلماني ، هاينريش ويلهلم اولبرس در سال 1823 بود.
سوالي که از آن پس به پارادوکس اولبرس معروف شد و سالها ذهن فيزيکدان ها و ستاره شناسان را به خود مشغول کرد؛ زيرا جواب سوال برخلاف صورت کودکانه اش ، اصلا مثل روز روشن نيست.
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
فاوانيوز: گردهمایی پنج روزه DISTREE 2007 در مونت کارلو فرانسه از پنجم بهمن ماه با حضور نمایندگان شرکتهای بزرگ دنیا در عرصه IT آغاز شد.
به گزارش فاوانيوز، این همایش که همه ساله به منظور معرفی تولیدکنندگان و توزیعکنندگان بزرگ دنیا به یکدیگر برگزار میشود، امسال نیز با حمایت 45 شرکت بزرگ IT، از 25 تا 30 ژانویه پذیرای 400 توزیعکننده از 80 کشور دنیا است.
در مراسم آغاز به كار اين گردهمايي که 45 دقیقه به طول میانجامد، 45 اسپانسراین مراسم، هر کدام به مدت یک دقیقه زمان دارند تا با معرفی خود و محصولاتشان زمینههای همکاری با دیگر شرکتکنندگان را فراهم كنند.
آقای مهندس ترکان نماینده فراسو، در این مراسم به معرفی محصولی جدید و بیان گوشههایی از اهداف آتی فراسو خواهد پرداخت.
همچنین در طول مدت برگزاری این گردهمایی، نمایندگان شرکتهای معتبر پس از آگاهی از اهداف یکدیگر به طور رو در رو مذاکره مستقیم خواهند داشت تا عرصه توزیع محصولات خود در بازار جهانی را گسترش دهند.
فراسو نیز به عنوان یکی از حامیان این رویداد و با نشان نقره از DISTREE، با هدف گسترش جغرافیایی هرچه بیشتر بازار محصولات خود در اروپا، آفریقا و آسیا، در کنار شرکتهایی نظیر AMD و SAMSUNG حضور قدرتمندی در این گردهمایی خواهد داشت تا همچون گذشته اثر قابل قبولی در بازار جهانی IT از خود بر جای بگذارد.
شایان ذکر است برای نخستين بار است که یک اسپانسر از ایران در این گردهمایی معتبر IT در اروپا شرکت میکند و حضور فراسو میتواند نقطه عطفی برای معرفی محصولات IT ایران به دنیا و افزایش سهم محصولات ایرانی در بازار جهانی باشد.
وقتي كه به جسم دواري مي نگريد، رد ياب حركتي چشم شما خسته مي شود . و وقتي كه به اطراف نگاه كنيد ، به نظرمي آيد كه همه چيز در دنياي اطرافتان بطرف شما مي آيد( يا از شما دور مي شود) .
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب

برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
لايه أنيوسفر در فركانس حدود 30 مگا هرتز به صورت شفاف عمل مي كند. علائم ارسالي بر روي اين فركانس مستقيما از ميان آن مي گذرد و در فضاي بيرون گم مي شوند. اين فركانس ها همچنين در خط مستقيم ديد حركت مي كنند. به اين دلايل براي مقاصد ارتباطي آن ها را بايد به طريقه هاي گوناگون به كار گرفت. فركانسهاي 30 تا 300 مگاهرتز بسيار مفيد و كارامد هستند چون انتشار آنها با وجود محدود بودن پايدار است. اين امواج با چنين فركانسي براي امواج تلويزيون كارامدند زيرا فركانسهاي بالاي آن ها اجازه حمل مقادير فراواني از اطلاعات مورد لزوم را مي دهد و براي پخش صداي داراي كيفيت بالا نيز سودمند مي باشد. علت اين امر اين است كه در اين محدوده از فركانس براي كانالهاي پهن جا وجود دارد. قسمتي از باند UHF را كه بين 790 تا 960 مگاهرتز قرار دارد مي توان براي مرتبط ساختن ايستگاههايي با فاصله بيش از 320 كيلومتر به شيوه به اصطلاح پراكندگي در لايه تروپوسفر زمين به كار برد. اين شيوه به توانايي گيرنده دوردست در گرفتن بخش كوچكي از علائم فركانس UHF كه به دليل ناپيوستگي هاي بالاي لايه تروپوسفر پراكنده شده بستگي دارد. يعني علائم در جايي پراكنده مي شوند كه تغييرات شديدي و تندي در ضريب شكست هوا وجود دارد.
امواج مايكروويو چه نوع امواجي هستند؟
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
ستاره شناسی از قدیمیترین علوم است ، بنابراین ستاره شناسی اماتوری را می توان قدیمیترین سرگرمی علمی دانست . عشق ادمی به اسمان بی حد و مرز است ، رصد اسمان علاوه بر انکه کاری علمی محسوب میشود میتواند بعنوان سرگرمی نیز انجام شود .
این ده نکته کمک می کنند که بازدهی رصدهای خود را به حداکثربرسانید .
ادامه مطلب
حدود 73 درصد از جهان از ماده ديگري ساخته شده است كه «انرژي تاريك» (dark matter) ناميده مي شود. هيچ كس نمي داند كه ماهيت اين ماده ناشناخته چيست، اما مقدار اين نوع ماده از تمام اتم هاي موجود در تمام ستارگان موجود در كل كهكشان هاي قابل شناسايي گستره فضا بسيار بيشتر است. به نظر مي رسد اين نيروي عجيب، اجزاي جهان را با سرعت فزاينده اي از يكديگر دور مي كند، در حالي كه نيروي گرانش با اين نيرو مقابله كرده و از سرعت اين گسترش مي كاهد.
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
ادامه مطلب
Looking up into the night sky we may gaze upon a star and contemplate its existence as a huge ball of hydrogen gas atoms getting so compressed and so hot that they coalesce to become helium and emit huge amounts of incandescent heat energy: or starshine. Suspended in space at distances we can barely comprehend, stars reach a fairly balanced state of being and burning until the scales are tipped and the fuel runs out, leaving the dying star to collapse in on itself. At death its most probable fate is transformation into a black hole.
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
تجربه نشان داده كه ويندوزهاي 98 ,me به راحتي هك ميشوند.بهتر است از ويندوز 2000 و xp استفاده كنيد.و حتما براي ويندوز 2000 هر سه سرويس پك موجود را نصب كنيد.همچنين براي ويندوز XP هم سرويس پك 1 عرضه شده كه ان را ميتوانيد از بازار به راحتي تهيه كنيد ويندوز XP به همراه سرويس پك 1 امن ترين سيستم عامل ميباشد.
همچنين ميتوانيد از فرمت امن NTFS روي اين ويندوزها استفاده كنيد كه خود عاملي جهت جلوگيري از دستيابي ديگران به داده هاي شماست.
ياهو مسنجر خود داراي يك فايروال ميباشد.ميتوانيد از منوي Login گزينه Privacy Setting را انتخاب كنيد و در داخل تنظيمات Connection فايروال را انتخاب كنيد.
اگر در ياهو ايميل داريد و چنانچه فايلي براي شما فرستاده شد ميتوانيد از طريق خود Norton Anti Virus سايت ياهو چك كنيد.چنانچه در چت كسي به شما پيشنهاد دادن عكس يا فايل داد بدون رودرواسي درخواست كنيد به ادرس ايميل شما بفرستد.
از ورود به سايتهاي شخصي كه به شما پيشنهاد ميشود خودداري كنيد مخصوصا اگر ادرس به صورت چند عدد كه مثل يك ادرس IP ميباشد.
برنامه هاي انتي ويروس و انتي هك هم انواع زيادي دارند كه در اين مجموعه نمونه هايي را براي نصب گذاشته ايم.

برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
با وجود يافته هاي فراوان معماي ماده ي تاريك هنوز سر به مهر مانده است. طرح هاي بزرگ پژوهشي كه با روش هاي مختلف در جستجوي يافتن هندسهي عالم و آغاز و سرانجام آن هستند.
اگر مادهي تاريك واقعا از ويمپ ها باشد بايد واقعيتي تلخ را بپذيريم. اين كه نه فقط در مركز جهان نيستيم، بلكه از نوع ماده ي اصلي جهان نيز تشكيل نشده ايم.
شرکت زیراکس بر روی موتور جست و جوی جدیدی کار می کند که بر مبنای "زبان عادی" (natural language) عمل میکند. این تکنولوژی به این معنا است که موتور جست و جو همانطور که مردم بطور عادی صحبت می کنند پردازش جست و جو را انجام می دهد. این پردازش به این معنا است که کاربر نیاز ندارد کلماتی کلیدی را از مطلب مورد نظر خود برای جست و جو بنویسد، بلکه میتواند بطور عادی سوال مورد نظر خود را از موتور پردازشگر بپرسد و نتیجه جست و جو دقیقا جواب مورد نظر کاربر خواهد بود.
شرکت Powerset حدود 30 سال است که بر روی چنین موتور جست و جویی تحقیقات انجام میدهد و درحال تکمیل سازی آن است. در سال 2005 میلادی کمپانی Powerset و مرکز تحقیقات PARC ( مرکز تحقیقات فرعی شرکت زیراکس) قراردادی را امضا کردند که بر مبنای آن،دو طرف قرارداد پژوهش های خود را برای ساخت موتور جست و جویی بر مبنای "زبان عادی" آغاز کردند.
آقای "پل" بنیانگذار شرکت Powerset می گوید:" این سخن صحیح میباشد که موتور جست و جوهای کنونی مانند گوگل هم اکنون می توانند که از روش پرسش و پاسخ، پردازش جست و جو را انجام دهند اما این موتور جست و جوگرها در قطعه اصلی بر مبنای کلمات کلیدی پردازش انجام می دهند."
وی می گوید:" بر قرار کردن ارتباط میان نوشته و سخن روزمره مشکلی بزرگ است. اما بتازگی در تحقیقات طرف PARC به امیدواری هایی دست پیدا کرده ایم که می توانیم موتور جست جویی با این مشخصات و کاملا قابل قبول برای کاربران بسازیم."
شرکت Powerset در نظر دارد که موتور جست و جوی جدید خود را در اواخر امسال به بهره برداری برساند. اما میتوان گفت که کمپانی هایی مانند Powerset تنها بر روی چنین فناوری هایی تحقیق نمی کنند بلکه میتوان از موتور جست و جویی مانند Hakia نام برد که هنوز در نسخه آزمایشی می باشد اما بر مبنای "زبان عادی" عمل می کند.
منبع
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب

برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
The last 30 years of Einstein's life were spent on a fruitless search for a unified field theory, but as John Ellis explains, Einstein put this "holy grail" of modern physics on the theoretical map.
برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
فوتبال و فلسفه؟! در نگاه اول چنين بهنظر میرسد که اين دو حوزه که اولی بيشتر با پای انسان و حرکات بدن او و دومی بيشتر با سر انسان و ذهن او سر و کار دارد، با هم هيچ نسبتی ندارند و کارکردشان کاملاً متفاوت است. بازی فوتبال پديدهای است عينی و ملموس که اغلب در پايان دو هافتايم برنده و بازنده آن معلوم است؛ در حالی که فلسفهورزی ورزشی است ذهنی و انتزاعی که نه تنها برنده و بازندهای ندارد، بلکه گاه نيمهی اول آن با نيمهی دومش هيچ رابطهای ندارد. با اين همه، اغلب فيلسوفان، برعکس رنه دکارت، بر اين باورند که نسبت و ارتباطی ميان ذهن و بدن انسان وجود دارد.
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
پيام هايى از موجودات فضايى، آب شفابخش و انرژى لايتناهى. چنين پديده هايى اگرچه زمانى افسانه اى و غيرقابل باور به نظر مى رسيدند، اما اينك همگى به واقعيت هاى علمى بدل شده اند، پديده هايى كه تبيين هريك چالشى اساسى براى علم مدرن امروز محسوب مى شود. وجود چنين چالش هايى گواه آن است كه در آغاز قرن بيست و يكم، جهانى كه انسان با آن روبه رو است، هنوز همچنان در پرده اى از اسرار و ناشناختگى پوشيده است. آرى، آخرين پيشرفت هاى علمى حاكى از آن است كه جهان بسيار ناشناخته تر و اسرارآميزتر از آن است كه تاكنون مى پنداشتيم. شايد پندارها و تصورهاى ما از جهان فاصله بسيارى با حقيقت جهان داشته باشد و شايد اين فاصله هيچ گاه پر نشود.

برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
اگر می خواهید دریابید بخشی از جهان که شامل زمین و ساکنان ان است چقدر کوچک است این کار را انجام دهید:در شبی تیره و صاف از خانه بیرون بروید و دور از چراغهای شهر به ان نوار کمرنگ مه مانندی که اسمان را در بر گرفته است بنگرید.این نوار راه شیری نام دارد.تا سال1609 میلادی که نخستین تلسکوپ ساخته شد کسی نمی دانست که راه شیری چیست.سپس کشف شد که راه شیری مجموعه ای از میلیاردها ستاره کم نور است.در حدود سال1800 ستاره شناسان دریافتند که ستارگان راه شیری در مجموعه بزرگی به صورت یک کلوچه گرد امده اند.این مجموعه ستارگان کهکشان نامیده میشود. کهکشان مارپیچی ما تمام کهکشان ها همشکل نیستند.بسیاری از انها بیضوی یا تخم مرغی شکل اند. بعضی دیگر مارپیچی اند و شکلی مسطح وگرداب وار دارند. راه شیری ما کهکشانی است مارپیچی.بخشهای خارجی آن از خطوط طویل و منحنی شکل ستارگان موسوم به بازوهای مارپیچی تشکیل شده است. این بازوها به صورت منحنی وارد بخش مرکزی کهکشان می شوند.بخش مرکزی شامل نود درصد کل ستارگان موجود در کهکشان است اخترشناسان. این بازوهای مارپیچی را با تعقیب غولهای ابی جوان موجود در انها ردیابی می کنند.خورشید ما درون بازوی جبار قرار گرفته است.این بازو سومین بازوی راه شیری است.بازوهای قنطورس و قوس به مرکز کهکشان نزدیکتر و بازوی برساووش از مرکز کهکشان دورتر است.همه ستارگان موجود در این بازوها دور مرکز کهکشان می گردند.خورشید هر دویست و سی سال یکبار دور مرکز کهکشان می گردد.

صورت های فلکی: نقشه راه شیری
هر گاه به راه شیری نگاه کنید هزاران ستاره در ان می بینید.بعضی از این ستارگان از سایر انها متمایز هستند و قرنها مردم بر این تصور بودند که ان ستاره ها طرحها یا حتی تصویرهایی را در اسمان تشکیل می دهند.این طرحها یا تصویرها صورتهای فلکی نامیده میشوند . بسیاری از صورتهای فلکی به نام اشیا-حیوانات وخدایان افسانه ای قدیم نامیده می شدند. به سبب کج بودن محور زمین از تمام نقاط زمین تمامی صورتهای فلکی قابل رویت نیستند.همچنین ستارگانی که یک صورت فلکی را می سازند در واقع نزدیک یکدیگر نیستند.ستارگان از محلی که ما به انها نگاه می کنیم نزدیک به هم به نظر می رسند.بنابراین صورتهای فلکی در مورد رابطه ی فیزیکی یک ستاره با ستاره ی دیگر مطلب زیادی در اختیار ما نمی گذارند.ولی انها وسیله ای برای ازمایش تخیلات ما هستند و به ما کمک می کنند تا ستاره ها و سیاره ها و دیگر اجرام اسمانی را پیدا کنیم.انها نقشه راه شیری ما هستند.
شاید بتوانیم عظمت کهکشانها را در خیال مجسم کنیم به ویژه اگر با ارقام کوچک اغاز کنیم:
- شانزده ورق کاغذ تقریبا دو میلیمتر ضخامت دارد.
- یک میلیون ورق کاغذ به بلندی یک ساختمان سی و دو طبقه است.
- یک میلیارد ورق کاغذ ده برابر قله اورست ارتفاع دارد.
- یک تریلیون ورق کاغذ بیش از یک چهارم فاصله زمین تا ماه ارتفاع دارد.
خورشید ما
اختر شناسان ابتدا تصور می کردند که خورشید در نزدیکی مرکز کهکشان قرار دارد.بعدها دریافتند که مرکز کهکشان بیست و چهار هزار سال نوری در راستای صورت فلکی قوس با ما فاصله دارد.در ضمن یک سال نوری مصافتی است که نور در یک سال طی می کند و تقریبا شش تریلیون کیلومتر(میلیون میلیون)مایل یا نه و نیم تریلیون کیلومتر است.با این سرعت نور خورشید تقریبا هشت دقیقه طول می کشد تا به زمین برسد. اگر شما بتوانید با سرعت نورحرکت کنید طی یک ثانیه می توانید هفت و نیم بار زمین را دور بزنید.این سوی کهکشان تا ان سوی ان صد هزار سال نوری فاصله داردکهکشان از یک گوی مرکزی متشکل از ستارگان پیر قرمزرنگ ویک صفحه خارجی مسطح حاوی گاز وغبار و ستارگان ابی جوان تشکیل شده است.بخش مرکزی راه شیری باید بسیار درخشانتر به نظر برسد ولی ابرهای غباری شکل آن را از دید ما پنهان می کنند.خورشید ما درصفحه خارجی در بازو جبارکهکشان قرار دارد.جبار- قنطورس-قوس و برساووش(برساووس)چهار بازوی مارپیچی کهکشان ما هستند.
همسایگان دیوار به دیوار ما
ایا همه ستارگان در کهکشان ما جای گرفته اند؟ایا کهکشان ما کل جهان را تشکیل می دهد؟چنین نیست.در نیمکره جنوبی می توان دو تکه ابر را شب هنگام مشاهده کرد که به نظر می رسد تکه های جدا شده ای از راه شیری باشند.انها را ابرماژلانی بزرگ وابر ماژلانی کوچک گویند.ابرهای مزبور به نام فردینان ماژلان اولین اروپایی که آنها را مشاهده کرد نامیده شده اند.انها نیز از تعداد زیادی ستاره کم نور تشکیل شده اند و کهکشانهای کوتوله ای هستند که در فاصله صد و پنجاه هزار سال نوری ما قرار گرفته اند.ابر ماژلانی بزرگ تقریبا دارای ده میلیارد ستاره است و ابر ماژلانی کوچک فقط از دو میلیارد ستاره تشکیل شده است.کهکشان ما در مقایسه با انها همچون غولی است.
این سرورها به این سبب سرورهای بنیادی یا ریشه ای اینترنت نامیده می شوند که از مهره های اصلی ستون فقرات و مدیریت ترافیک شبکه اینترنت هستند. در سرتاسر دنیا تنها 13 عدد سرویس دهنده با این مشخصات وجود دارد که مدیریت ترافیک کلی شبکه جهانی با این 13 سرویس دهنده می باشد و بتازگی 3 عدد از این سرویس دهنده ها هدف حمله تکذیب سرویس قرار گرفته اند.
طبق داده های سازمان RIPE این حمله توانست سرویس دهنده های با شاخص "G" و "L" را از پاسخ به 90 درصد از درخواست ها ناتوان کند.
وظیفه اصلی این سرویس دهنده ترجمه آدرس های اعدادی به حروف می باشد و درواقع این سرورها درخواست هایی که با حروف یا دامین (Domain) فرستاده می شوند را به اعدادی قابل فهم برای رایانه ترجمه می کنند.
گفته می شود که حمله ای مشابه در سال 2002 میلادی به این سرورها انجام شده است اما این بار، حمله جدید توانسته است که تاثیرات محسوس تری در کاهش سرعت اینترنت بگذارد. حملات تکذیب سرویس (Denial-of-Service) روشی از حمله می باشد که بار ترافیکی شبکه را افزایش میدهد تا حدی که سیستم دیگر نتواند به درخواست ها پاسخ دهد و در نتیجه از این نوع حملات بیشتر برای هدف های مخرب استفاده میشود.
هیچ سازمان و یا شرکت بخصوصی مدیریت این 13 سرور را بر عهده ندارد و دو سرور مورد حمله قرار گرفته زیر نظارت وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا مدیریت می شده اند.
منبع
لینک دانشمندان ایرانی از دید ویکی پدیا رو واستون میزارم جالبه و پیشنهاد می کنم حتما یه سر بهش بزنین

كه در آن به ترتيب e , c , h , e و از چپ به راست بار الكترون، سرعت نور، ثابت پلانك تقسيم بر دو پي و ثابت گذردهي خلاء است.
در توضيح اين عدد گفته شده كه زيبايي آن در اين است كه همه ي ثابت ها كه در اين رابطه وجود دارند، هركدام بعد خود را دارد، اما اين عدد بي بعد است .
اهميت اين عدد در آن است كه با آن بزرگي كنش الكترومغناطيسي را اندازه مي گيرند. اين عدد 137/1 با تمام اعداد يك فرق مهم دارد و آن اين است كه در الكترومغناطيس كوانتومي بطور شگفت انگيزي نقش ايفا مي كند .
هنگامي كه مي خواهيم يك مرحله ساده را حساب كنيم، مانند هنگاميكه دو الكترون با تبادل يك فوتون از يكديگر دور مي شوند، ما تنها به يك حالت ساده تبادل فوتون نياز داريم - هر گونه فوتون اضافي با ضريبي از 137/1 منظور خواهد شد.
لازم به ذکر است که این ثابت در فیزیک تحت عنوان " ثابت ساختار ریز " شناخته می شود .
عملا براي ايجاد خلا در يك محفظه از تلمبه هاي مكنده استفاده مي كنند. از اين روش در موارد زياد مخصوصا در صنايع غذايي استفاده كامل مي برند. بين وسايل خانگي كه در آن از خلا استفاده شده است. ترموس را مي توان نام برد.
ترموس ظرف عايقي است كه اگر مايعات سرد يا گرم در آن ريخته شود در مدت يك شبانه روز و يا بيشتر در دمايي تقريبا ثابت نگه مي دارد. قسمت اصلي ترموس يك ظرف شيشه اي دو لايه است كه هواي داخل آن را مكيده اند تا از هدايت گرما به وسيله هوا جلوگيري شود.
در لامپ تلويزيون نيز خلا ايجاد شده است. در مورد لامپ تلويزيون بد نيست بدانيم كه حجم آن از حد معيني نمي تواند تجاوز كند زيرا به هر ميزان كه به مساحت لامپ افزوده شود به همان نسبت نيروي حاصله از فشار هوا نيز افزايش مي يابد و امكان شكستن لامپ بيشتر مي شود. ديگر اينكه بر خلاف تصور عده اي از مردم لامپ خلا تلويزيون اگر بشكند خرده شيشه هاي آن به اطراف پراكنده نخواهد شد و خطري متوجه ما نخواهد شد زيرا چون در لامپ خلا ايجاد شده است در صورت شكستن احتمالي لامپ قطعات آن تحت تاثير فشار هواي محيط فقط به داخل خواهد ريخت.

یکی از اصلی ترین ابزار آلات علمی تلسکوپ فضایی هابل از کار افتاد .ارتباط با دوربین پیشرفته زمینه یابی هابل (Advanced Camera for Surveys ) در حالی قطع شده است که به نظر میرسد شانسی برای احیا و راه اندازی مجدد آن وجود ندارد.
دوربین اصلی هابل در 27 ژانویه در حالت اطمینان قرار گرفت زیرا نیروی تغذیه ی ورودی در قسمت B پکیج های الکترونیکی از کار افتاد و تنها پکیج های پشتیبان نیروی لازم این دوربین را تامین می کردند اما مهندسین ناسا اعلام کردند که در 30 ژون سال 2006 این پشتیبان های الکترونیکی نیز از کار افتاده اند و دوربین اصلی هابل نیز در پی آن خاموش شده است .
با این حال هابل هنوز میتواند از دیگر ابزار خود استفاده کند : دوربین عریض سیاره ای 2 (Wide Field Planetary Camera 2 ) ، دوربین مادون قرمز نزدیک (Near Infrared Camera ) ، طیف نگار چند شیئی (Multi-Object Spectrograph ) و سنسور هادی هابل از جمله ی این وسایل می باشند . اما دوربین پیشرفته ی هابل که خلق زیبا ترین تصاویر هابل بشمار می رود یکی از پرکاربرد ترین ابزارهای هابل مجسوب می شد .
این موضوع می توانند یکی از مهمترین قسمت های برنامه چهارم ناسا برای تعمیر هابل در سال 2008 باشد .
اين فايل ها در حقيقت فايل هاي متني (TXT) ساده هستند، كه بوسيله برنامه Notepad مي توان يك فايل (TXT) را به سادگي ايجاد كرد. اين فايل ها بوسيله ويندوز و برنامه هاي تحت ويندوز مورد استفاده قرار مي گيرند تا اطلاعاتي در مورد خواسته هاي شما و محيط عملكرد خود ذخيره كنند. INI. مخفف initialization است.
ساختار فايل INI.:
فايل INI. شامل يك يا چند بخش است هر بخش با يك نام بخش (section name) آغاز مي شود كه ممكن است، هيچ يا چندين ورودي وجود داشته باشد. كه بعد از آن قرار مي گيرد.
[بخش]
ارزش=نام كليد
اگر توضيحي وجود داشته باشد بعد از «سمي كالن» (;) قرار مي گيرد.
ويندوز از چندين استاندارد براي فايل هاي INI. استفاده مي كند تا اطلاعات پيكر بندي كامپيوتر را ذخيره كند. فايل هايي كه اين اطلاعات را نگهداري مي كنند عبارتند از :
WIN.INI, SYSTEM.INI, PROGMAN.INI, PROTOCOL.INI, SHARED.INI, WINFILE.INI, CONTROL.INI, SCHDPLUS.INI
نرم افزارهاي تحت ويندوز هم بعد از نصب شدن ممكن است قسمتهايي به WIN.INI اضافه كنند و همچنين خود فايل هاي INI. به دايركتوري ويندوز اضافه كنند.
ايجاد تغييرات در فايل هاي INI.
چون فايل هاي INI. از يك متن ساده استفاده مي كنند. بوسيله يك برنامه متني ساده مانند Notepad مي توانند ويرايش شوند.
به گزارش سايت اينترنتي "نيوساينتيست"، برخي نظريات قديميتر در زمينه سرانجام جهان هستي بيان ميكنند كه جهان در نهايت در پي تاثير نوعي از انرژي به نام "انرژي تاريك" از هم ميپاشد و برخي نظريات ديگر نيز عنوان كردهاند كه پس از نابودي جهان، مجددا يك انفجار بزرگ مشابه انفجار اوليه "بيگ بنگ" كه جهان فعلي پس از آن خلق شده، رخ خواهد داد و جهان جديدي ايجاد ميشود كه اين فرايند مرگ و تولد جهانها همچنان ادامه خواهد يافت.
هماكنون فيزيكدانان دانشگاه "كاروليناي شمالي" در "چپل هيل" آمريكا نظريه جديدي را مطرح كردهاند كه ميتواند علت منظم بودن چيدمان تمامي ماده موجود در جهان در آغاز پيدايش جهان فعلي را توجيه كند.
مشاهدات نجومي و تحقيقات انجام گرفته نشان ميدهد ماده موجود در جهان هستي در آغاز پيدايش جهان بسيار منظمتر از وضعيت فعلي بوده و به اصطلاح "آنتروپي" يا بينظمي كمتري داشتهاست اما با گذر زمان، ميزان اين بينظمي افزايش يافته و اين روند همچنان ادامه دارد. با توجه به ميل ذاتي طبيعت به بينظمي، اين سوال همواره براي فيزيكدانان و اخترشناسان وجود داشتهاست كه چرا پس از انفجار "بيگ بنگ" چيدمان ماده در جهان بسيار منظم بوده و جهان از آنتروپي كمي برخوردار بودهاست.
هماكنون محققان آمريكايي اعلام كردهاند پاسخ اين سوال به نحوه پيدايش و نابودي جهانها بازميگردد. تحقيقات قبلي نشان دادهاست كه "انرژي تاريك" در طول ميلياردها سال گذشته سبب گسترش ابعاد جهان هستي فعلي شدهاست. بر همين اساس، سرنوشت جهان هستي به رفتار "انرژي تاريك" در آينده بستگي خواهد داشت. اگر "انرژي تاريك" همچنان در آينده ابعاد جهان را گسترش دهد، جهان در نهايت در پي وقوع حادثهاي به نام "شكاف بزرگ" يا "بيگ ريپ" از هم خواهد پاشيد.
به گفته فيزيكدانان اين دانشگاه، ميزان "انرژي تاريك" در آينده و با گذر زمان افزايش خواهد يافت و درنتيجه گسترش ابعاد جهان با شتاب فزايندهاي ادامه مييابد تا جاييكه در نهايت "شكاف بزرگ" رخ ميدهد. پس از "شكاف بزرگ"، جهان به اجزاي كوچكتري تقسيم ميشود كه اين اجزا با سرعتي بسيار بيشتر از سرعت نور، از يكديگر دور ميشوند.
پس از اين مرحله با كاهش چگالي انرژي تاريك، روند متلاشي شدن جهان متوقف ميشود و از هر كدام از تكههاي جهان قبلي كه به شدت از يكديگر دور شدهاند، جهان جديدي متولد ميشود.
اين بدان معناست كه هر جهان جديد، تنها بخش بسيار كوچكي از همه ويژگيها، از جمله "بينظمي" يا آنتروپي موجود در جهان اوليه را به ارث ميبرد و در نتيجه چيدمان ماده در هر جهان جديد در لحظه تولد به دليل برخورداري از آنتروپي كمتر، بسيار منظم خواهد بود، همانطور كه مشاهدات نجومي نخستين مواد جهان فعلي با قدمت بيش از ۱۳ميليارد سال كه تنها مدت اندكي پس از "بيگ بنگ" شكل گرفتهاند، نشاندهنده "بينظمي" بسيار كم در آنهاست.
به زبان ساده، هر جهان پس از تولد داراي بينظمي اندك است، به مرور تحت تاثير اثر انرژي تاريك، بينظمي در آن افزايش مييابد و در نهايت متلاشي شده و جهانهاي جديدي از آن حاصل ميشود و همين سرنوشت براي هر كدام از آن جهانها تكرار ميشود.
به گفته "پاول اشتانيهاردت" محقق فيزيك نجوم دانشگاه "پرينستون"، در آينده و به ويژه پس از پرتاب ماهواره "پلانك" آژانس فضايي اروپا در ژوئيه سال ۲۰۰۸براي مطالعه انرژي تاريك در جهان، با روشن شدن بيشتر چگالي و ابعاد انرژي تاريك، ميزان صحت نظريه جديد محققان دانشگاه "كاروليناي شمالي" مشخص خواهد شد.
گزارشي از اين نظريه در شماره آينده نشريه "فيزيكال ريويو لترز" ( (Physical Review lettersمنتشر ميشود.
شادمهر عقيلي هفتم بهمن ماه سال 1351 در يك خانواده شش نفره در تهران متولد شد . از بچگي به نوازندگي علاقه داشت و با پيانو شروع كرد ولي بعد ويلن را بعنوان ساز تخصصي خود انتخاب كرد.
شادمهر آهنگسازی مي كرد و نواختن ساز را از هر كاری بيشتر دوست داشت. ساز هاي تخصصي وي پيانو ، گيتار و ويلن بوده و در نواختن ويلن تبحر خاصي دارد.
از 1376 وارد واحد موسيقي صدا و سيما شد و در آنجا مشغول به كار شد ولي كارهاي او براي كسب مجوز مشكل داشتند . بعنوان اولين كار «معبود» را اجرا كرد و بعد از آن «بهار من» اولين كاست او بود . بهار من كاست بدون كلامي بود كه شادمهر نوازندگي پيانو ،گيتار و ويلون را در آن بعهده داشت .
بعد از آن کاست «مسافر» به بازار آمد و تحولي در موسيقي پاپ كشور ايجاد شد كه آثار آن براي هميشه به جا ماند . بعد از آن كاست «دهاتي» منتشر شد و باعث نمايان شدن فرق بين كارهاي شادمهر و ديگران شد . در اين راه هميشه مشكلات بسيار زيادي سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز براي كاري كه نام شادمهر روي آن باشد مشكل شد ، با وارد شدن شادمهر به سينما محبوبيت او صد چندان شد . او در دو فيلم سينمايي« پر پرواز و شب برهنه» بازي كرد و خود را در عرصه بازيگري هم مورد امتحان قرار داد . بازي در اين فيلم ها باعث افزايش حساسيت روي كارهاي وي شد . پس از آن ، دوسال گرفتن مجوز براي كاست بعدي يعني« آدم و حوا » ادامه پيدا كرد و شادمهر كه ديگر عرصه را براي كار تنگ مي ديد رهسپار ديار غربت شد تا كسي نتواند جلوي پيشرفت او را سد كند و قصه پر پرواز را در زندگي خود تكرار كرد . شايد پر پرواز زنگ خطري بود براي آنهايي كه اجازه راحت كار كردن را از امثال شادمهر سلب مي كنند.
عاشق بازي بهروز وثوقي / کم غذا و تحت تاثير محبت های مادرش / عاشق اتومبیل بی ام و / شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) / حساسیت بیش از حد نسبت به دندان هایش / کم حرف / عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست / ماهی یک بار به شمال می رفت/ آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت/خواننده محبوب : ریکی مارتین / نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته / روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند / هیچ گونه هدف و یا قصد باز گشت ندارد
زن
علامت:
Wo
کاشف:
آدم ابولبشر
جرم اتمي:
به طور متوسط 53،6 کيلوگرم، اما از 40 تا 200 کيلوگرم متغير است
فراواني:
به ميزان زياد در شهرها پراکنده اند
خصوصيات فيزيکي:
1. سطح خارجي آن معمولاً پوشيده از رنگ، سرخاب و سفيداب است.
2. بدون هيچ دليل مشخصي جوش مي آورد يا يخ مي زند.
3. با انجام عمليات خاص بر روي آن ذوب مي شود.
4. اگر نادرست استفاده شود تلخ و جگرسوز مي شود.
5. به صورت هاي مختلف از آهن خالص گرفته تا سنگ معمولي يافت مي شود.
خصوصيات شيميايي:
1. کشش و گرايش بسيار زيادي به طلا، نقره، و سنگ هاي قيمتي دارد.
2. اجسام و اشياء قيمتي و گرانبها را به خود جذب مي کند.
3. بدون هيچ دليل مشخص و بدون هشدار قبلي، ناگهان منفجر مي شود.
4. در مايعات نامحلول است اما با اشباع شدن در الکل، فعاليت آن به طرز شگرفي افزايش پيدا مي کند.
5. يکي از قوي ترين عوامل کاهنده پول مردان به شما مي رود.
استفاده هاي عمومي:
1. کاملاً تزئيني، به ويژه در ماشين هاي اسپرت.
2. مفيد براي تمدد اعصاب و ايجاد آرامش
3. وسيله شستشو بسيار مؤثر و قوي
آزمايشات:
1. نوع خالص آن اگر به صورت طبيعي مشاهده شود، قرمز مي شود.
2. وقتي در کنار نمونه برتر خود قرار مي گيرد، به رنگ سبز درمي آيد.
خطرات:
1. بسيار خطرناک، مگر در دست شخص وارد و باتجربه
2. داشتن بيش از يکي آن غيرقانوني است، اما مي توان چند نوع از آنها را در جاهاي مختلف براي خود نگهداري کرد تا زمانيکه اين موجودات با هم برخوردي نداشته و از وجود هم بي خبر باشند.
آدرس سايتهايي كه نياز به SSL دارند بايد به صورت https به جاي http باشد. يك پرتكل ديگر براي انتقال مطمئن اطلاعات روي شبكه جهاني وب secure http يا s-http است. به طوريكه SSL يك ارتباط مطمئن بين يك كاربر و سرور ايجاد مي كند. و هر اطلاعاتي را مي توان با آن منتقل كرد. ولي s-http طراحي شده است تا پيام هاي شخصي را به طور ايمن انتقال دهد. بنابراين SSL و s-http را مي توان به عنوان مكمل يكديگر در نظر گرفت، تا رقيب يكديگر. هر دو پرتكل بوسيله IETF (كه مخفف Internet Engineering Task Force است) به عنوان استاندارد تصويب شده است

Before the Autochrome process was perfected in France, this photograph of a landscape in Southern France was taken. No, it is not hand-tinted. This is a color-photograph. (Note: It was published in a Time/Life Book entitled "Color" in 1972, "courtesey of George Eastman House, Paulus Lesser.") You are looking at the birth of color photography seven years after the American Civil War. 130 years ago this view of Angouleme, France, was created by a "subtractive" method. This is the basis for all color photography, even today. It was taken by Louis Ducos du Hauron who proposed the method in 1869. It was not until the 1930's that this method was perfected for commercial use.

هدف تربيت كارشناس در صنايع هواپيما و هليكوپترسازي و فردي آشنا به مقدمات و اصول مهندسي هوافضا است. طول متوسط دوره 4 سال است. دانشجويان موظفند 3 واحد پروژه بگيرند و 2 تابستان در دفاتر مهندسي صنايع مربوط كارآموزي كنند.
فارغالتحصيلان كادر مورد نياز محاسبات ، طراحي، تحقيقات و ساخت صنايع مختلف هواپيمايي، هليكوپترسازي، موشكي و صنايع ديگر را تامين ميكنند. دروس اين مجموعه شامل دروس عمومي، پايه، اصلي، تخصصي، كارگاهي و كارآموزي است و زمينههايي چون آيروديناميك، سازه هوايي، مكانيك پرواز و جلوبرندهها را در بر ميگيرد. پايههاي اصلي لازم براي تحصيل در اين رشته رياضيات، فيزيك و زبان خارجي است. براي فارغالتحصيلان اين رشته امكان ورود به دوره كارشناسي ارشد مهندسي هوافضا وجود دارد. بايد توجه داشت كه صنايع هوافضا در دنيا يكي از پيشروترين زمينههاي تحقيقاتي است و همواره موجبات ترقي و جهش در ساير رشتههاي علوم و مهندسي را فراهم ساخته و در اين راستا بودجههاي عظيم نظامي و غيرنظامي را به خود اختصاص داده است، موضوعاتي از قبيل طراحي و ساخت هليكوپتر، هواپيماي بدون سرنشين، بدون موتور، عمود پرواز و يا جنگنده از يك طرف و ساخت پايگاههاي فضايي، مسافرت به كرات ديگر و جنگ ستارگان از طرف ديگر جامعيت و حساسيت اين رشته را بيش از پيش روشن ميسازد.
دكتر كامران رئيسي استاد رشته مهندسي هوافضاي دانشگاه صنعتي اميركبير در معرفي اين رشته ميگويد: مهندسي هوافضا مجموعهاي از علوم و تواناييهاي علمي و عملي در زمينه تحليل، طراحي و ساخت وسايل پرنده نظير هواپيماها، چرخبالها، گلايدرها، موشكها و ماهوارهها است.
اين رشته بر چهار پايه آيروديناميك , جلوبرندگي , مكانيك پرواز و سازههاي هوافضايي استوار است.
وي در توضيح چهار پايه علمي اين رشته ميگويد: «آيروديناميك» به مطالعه و بررسي جريان هوا، محاسبه نيروها و گشتاورهاي ناشي از آن بر روي جسم پرنده ميپردازد و مهندس هوا فضا با فراگيري اين علم به تحليل جريانهاي پيچيده در اطراف اجسام پرنده پرداخته و با به دست آوردن نيروهاي آئروديناميكي امكان بررسي پايداري و طراحي سازه را فراهم ميكند.
«جلوبرندگي» به مطالعه و بررسي سيستمهاي جلوبرنده اعم از موتورهاي پيستوني ، توربيني ، راكتها و نحوه توليد نيروي رانش در آنها ميپردازد.
«مكانيك پرواز» به مطالعه و بررسي رفتار و حركات جسم پرنده با استفاده از اطلاعات آئروديناميكي ، هندسي و وزني ميپردازد و در واقع علم مكانيك پرواز از «عملكرد» تشكيل ميشود و «عملكرد» به بررسي برد، مسافت نشست و برخاست، مداومت پروازي در سرعتهاي مختلف و پايداري و كنترل وسايل پرنده ميپردازد. و در نهايت «سازههاي هوافضايي» به مطالعه و بررسي سازههاي هواپيما و ديگر وسايل پرنده ميپردازد و هدف آن طراحي سازههايي است كه علاوه بر استحكام كافي در برابر بارهاي آئروديناميكي و ساير بارهاي استاتيكي وارد بر وسايل پرنده، حداقل وزن ممكن را نيز داشته باشند.
يكي از دانشجويان كارشناسي ارشد اين رشته نيز مهندسي هوا فضا را علمي استراتژيك ميداند كه در آن از همه علوم از جمله متالوژي ، كامپيوتر و الكترونيك استفاده ميشود و هدف آن تربيت كارشناساني است كه كادر مورد نياز محاسبات ، طراحي ، تحقيقات و ساخت صنايع مختلف هواپيمايي، چرخبالسازي و موشكي را تامين سازند. به همين دليل دانشجويان اين رشته موظف هستند كه در طي تحصيل 3 واحد پروژه بگيرند و در تابستان نيز در دفاتر مهندسي صنايع مربوط كارآموزي بكنند.
آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:
در مورد مشكلات و دشواريهاي شغلي فارغالتحصيلان اين رشته نيز دكتر رئيسي ميگويد: مهمترين مشكل اين رشته جديد بودن آن است و اين كه هنوز براي آن برنامهريزيهاي لازم به صورت كلان تدوين نشده است و در نتيجه پراكندهكاري در اين رشته زياد است و در كل جذب نيروي انساني از كانال صحيحي انجام نميگيرد وگرنه عمدتا فارغالتحصيلان اين رشته از نظر بازاركار مشكلي ندارند.
همانطور كه پيش از اين گفتيم هدف اصلي صنعت هوافضا طراحي و ساخت وسايل پرنده است، در نتيجه فارغالتحصيلان مهندسي هوافضا ميتوانند در صنايع و موسسات تحقيقاتي هواپيمايي ، موشكي و ماهواره فعاليت بكنند و همچنين در كليه موسسات و سازمانهايي كه به نحوي از وسايل پرنده استفاده ميكنند، به عنوان كارشناس تحقيق در عمليات و تعمير و نگهداري خدمت كنند. اما علاوه بر اشتغال در مراكز فوق يك مهندس هوافضا با تسلط بر علوم آئروديناميك، طراحي سازه و روشهاي طراحي توربو ماشينها توانايي كار در شاخههاي متعددي از مهندسي و پروژههاي خارج از حيطه صنايع هوافضايي را نيز دارد.
دكتر رئيسي در همين زمينه ميگويد: كاربرد زمينههاي مطالعاتي يك مهندس هوافضا تنها به طراحي هواپيما و وسايل پرنده محدود نميشود. براي مثال آئروديناميك خودروهااز برخي جهات شباهت زيادي به آئروديناميك هواپيما دارد و امروزه در اغلب صنايع خودروسازي با استفاده از تونل باد و علم آئروديناميك ، خودروهاي كم مصرفتري ميسازند. فرايند سيستمهاي كنترل صنعتي نيز با فرايندهاي طراحي كنترل در وسايل پرنده بر يك مبنا است و همچنين سازه اتومبيل و كشتي مشتركات زيادي با سازه يك هواپيما دارد و بالاخره توربينهاي گاز يك نيروگاه يا ايستگاه پمپ گاز همانند يك موتور جت تحليل و طراحي ميگردند. در نتيجه يك مهندس هوافضا علاوه بر شركتهاي هوايي در نيروگاهها، صنايع نفت و گاز و صنايع خودروسازي فرصتهاي شغلي خوبي دارد.
تواناييهاي مورد نياز و قابل توصيه :
دكتر رئيسي همچنين معتقد است كه دانشجوي اين رشته بايد در كارهايش نظم و برنامهريزي داشته باشد چون حجم مطالبي كه در طول يك ترم ارائه ميشود، زياد بوده و مطالعه آنها مستلزم يك برنامهريزي دقيق ميباشد. وي در مورد دروس مهم در اين رشته نيز ميگويد: زيربناي اين رشته رياضيات است و همچنين فيزيك و شيمي تا حدودي لازم ميباشد و البته همينجا لازم است توصيه كنم كه دانشآموزان اگر در درس زبان خارجي ضعيف هستند، وارد اين رشته نشوند چون بيشتر دروس اين رشته به زبان انگليسي وابسته ميباشد.
آقاي جهاني دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي هوافضاي دانشگاه اميركبير نيز معتقد است كه دانشجوي اين رشته بايد آمادگي كار در كارخانجات را داشته باشد. وي در توضيح ميگويد: مهندسي هوافضا يك رشته فني است و عموما كساني كه وارد رشتههاي فني ميشوند، بايد آمادگي كار در كارخانجات را داشته باشند و همچنين بايد افراد قوي و داراي پشتكار وارد اين رشته بشوند تا به ياري اراده قوي خود در پيشبرد اين رشته نوپا موفق گردند.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر:
امكان ادامه تحصيل در مقاطع كارشناسي ارشد در گرايشهاي «جلوبرندگي ، مكانيك پرواز، سازههاي هوايي ، آيروديناميك ، هوافضا» ميسر ميباشد.
رشتههاي مشابه و نزديك به اين رشته :
اين رشته قبلا از زيرشاخههاي مهندسي مكانيك بوده است لذا داراي تعداد واحدهاي مشترك زيادي با رشته مهندسي مكانيك ميباشد.
وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر:
رشته مهندسي هوافضا نيازمند سرمايهگذاري كلان است و بيش از ساير صنايع از وضعيت اقتصادي كشور تاثير ميپذيرد يعني اگر رشد اقتصادي خوبي داشته باشيم سرمايهگذاري در اين بخش بيشتر ميباشد و البته عكس اين قضيه نيز صادق است.
دكتر مهدي سبزهپرور استاد مهندسي هوافضاي دانشگاه اميركبير نيز با اشاره به فعاليت فارغالتحصيلان اين رشته در بخش خصوصي ميگويد: در سال 70 وزارت صنايع لايحهاي به مجلس داد كه بر اساس آن بخش خصوصي ميتوانست در كشور فعاليتهايي در زمينه هوافضا انجام بدهد. از سال 72 نيز به صورت رسمي مجموعهاي در وزارت صنايع متولي اين كار شد و به صورت هدايتكننده شركتها و مجموعههاي بخش خصوصي فعاليت خود را آغاز كرد كه حاصل اين كار، توليداتي مثل ساخت هواپيماي گلايدر بود كه طراحي آن توسط فارغالتحصيلان همين رشته انجام شد و در حال حاضر نيز 10 فروند از اين هواپيما توليد شده و با اخذ مجوزهاي بينالمللي در باشگاههاي سازمان هواپيمايي كشوري شروع به فعاليت كرده است. همچنين ميتوان به پروژه طراحي و ساخت هواپيماي سبك موتوردار اشاره كرد كه با موفقيت انجام شده و پروازهاي آزمايشي را نيز انجام داده است و بالاخره پروژه هواپيماي سمپاش از پروژههايي است كه به تازگي در كشور مطرح شده است.
حسين شاهوردي دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه اميركبير نيز ميگويد: در حال حاضر در كشور ما به ساخت هواپيما به دليل عدم سرمايهگذاري توجه زيادي نميشود اما فارغالتحصيلان اين رشته ميتوانند در فرودگاهها در قسمت تعمير و نگهداري هوايي و همچنين در صنايع دفاع روي طراحي موشك و جنگافزارها فعاليت بكنند.
علاوه بر اينها ميتوانند روي آئروديناميك خودروها، سازههاي خودروسازي و توليد توربينهاي بخار براي توليد برق كار بكنند. وي همچنين درمورد فعاليتهايي كه دانشجويان اين رشته در بخش خصوصي ميتوانند انجام دهند، ميگويد: فارغالتحصيلان اين رشته ميتوانند در شركتهاي خصوصي، هواپيماهاي كوچك دو نفره و يا چهارنفرهاي را كه در دست ساخت است با استانداردهاي بينالمللي تطابق داده و براي هواپيما گواهي پرواز يا توليد بگيرند.
منبع :سايت تبيان و ملاصدرا
منبع : مقاله دات نت
ساده ترين رويدا دها،غالباً غني ترين آگاهيها را با خود دارند.كافي است به آنها نظر كنيم.سقوط يك سيب ،راز جاذبه عمومي را بر نيوتن آشكار ساخت. شب سياه در دل خود آغازهاي كائناترا دارد.
در1610 ،كپلر راز سياهي شب را از خود پرسيده و به خود گفته بود كه اگركائنات بي پايان است ،آسمان شبانگاهي-در آن هنگام كه خورشيدآن سوي كره زمين را روشن مي كند- نيزبايد چون روز درخشان باشد.يك كائنات بي نهايت ،بايد حامل مقداري بي نهايت ستاره و هر كدام به همان تابندگي آفتاب ،باشد. همانطور كه در دل يك جنگل انبوه،نگاه آدمي در هر سو بر روي تنه هاي درختان بي شمار متوقف مي شود،در«جنگل ستارگان» يك كائنات بي نهايت، نيز،بايد نگاه بر هر سو كه متوجه شود ، با يك ستاره بر خورد كند و آسمان شبها مي بايستي تابندگي خورشيد را داشته باشد.كپلر نتيجه مي گرفت كه بنابراين شب سياه به معني آن است كه كائنات بي پايان نيست.
در1687 ،وقتي نيوتن نظريه كائنات بي پايان را از سر گرفت تا مبادا جاذبه عمومي اوهمه جهان را در يك توده عظيم مركزي فرو ريزد،مسئله شب سياه بارديگر ظهور كرد .هاينريش ألبرس ستاره شناس آلماني با تكيه بر «ايده» يك منجم سوئيسي به نام ژان فيليپ دوشزو در 1823نظر دارد كه روشنايي ستاره ها مي بايستي درزمان سفرشان در فضا درجايي جذب شود وشب از اين جهت تاريك است كه نور ستاره ها،در حد كمال ، به ما نمي رسد.اين توضيح ،بهترين نبود ،زيرا آنچه كه جذب مي شود ،لاجرم بايد باز پس داده شود زيرا نور ،گم شدني نيست.رازي كه امروز ازآن به نام «تناقض ألبرس»ياد مي شود،سر به مهر مانده است.
با كائنات«بيگ-بنگ» از راز ظلمت شب،سر انجام پرده برداشته شد.شب تاريك است ، زيرا براي پر كردن آسمان از روشنايي،ستاره به اندازه كافي نيست. تعداد ستاره ها محدود است، نه چنانكه كپلر مي انديشيد،به دليل آنكه كائنات حد و مرز دارد ،بلكه به اين دليل كه ما تمام كائنات را نمي بينيم. به دليل آنكه عالم آغازي داشته است و به دليل آنكه انتشار نور آني و فوري نيست .فقط روشنايي ستاره هايي به ما مي رسدكه در درون دايره-افق واقع شده اند.از سوي ديگر ،شمار ستارگان محدود است زيرا تا ابد نمي پايند.عمر ستاره هاي نوراني، درتناسب با سن و سال كائنات كوتاه است.چند ميليون يا حد اكثرچند ميليارد سال زندگي مي كنند و بعد مي روند.دست آخر ،گسترش كائنات نيز در اين ميان سهم اندك خود را ادا مي كند.هر چه مسافت كهكشانها از يكديگر دورتر شود،روشنايي نيز با دشواري بيشتري به ما مي رسد ونور نيرو و قدرت خود را از دست مي دهد و به قرمزي متمايل مي شود .و به اين ترتيب ،نيروي روشن كننده در دايره-افق كاهش مي يابد.
( این لینک مستقیمش هست )
از سایت takpmc میتونید دانلودشون کنید .
سلسله موی دوست
ســلســله مــوی دوســت حــلقـــه دام بلاســت
هر که در این حلقه نیست فارغ ار این ماجراست
دل شــده ی پایــبــنــد گــردن جــــان در کــمــنــد
زهــره گـفــتار نــه کـاین چــه سبب وان چراست؟
گــر بــزنــنــدم بــه تــیــغ در نــظــرش بـــی دریــغ
دیدن او یک نظر صد چو مــنــش خــون بــهـاست
گــــر بــرود جــان مــا در طــلــب وصــــل دوســـت
حیف نباشد که دوست دوست تر از جان ماست
گــــر بـــنــوازی به لــطف ور بــگــــــدازی به قــهـر
حکم تو بر من رواســت زجــر تو بر مــن رواســت
ياد ايام
یاد ایامی که در گلشن فــــــــــغانی داشــتم
در مـــیان لاله و گل ، آشــــــــــیانی داشــتم
گرد آن شــمع طرب می سوخــــــتم پـروانه وار
پای آن ســــرو روان ، اشــــــک روانی داشــتم
آتشم برجان ولی از شـکوه لب خـــاموش بــود
عشـق را از اشــــک حسرت ترجمانی داشــتم
چون سرشک از شوق بودم خاک بوس در گهی
چون غـــــبار از شکر ، سر بر آستا نــی داشتم
درخــزان با ســـرو و نسرینم ، بــهــاری تــازه بود
در زمــیــن با مــاه و پــروین ، آسمانی داشـتــم
درد بی عــشــقی زجانم برده طاقت، ورنــه مـن
داشــــتــــم آرام ، تــــا آرام جــــا نــــی داشــتم
بــلبــل طبــعم رهی باشد زتنهایی خــــــمــوش
نــغمــه ها بــودی مرا ، تا هــمــــزبــانی داشــــت
بقربون خم زلف سياهت
بقربون خم زلف سیاهت آی بقربون خم زلف سیاهت
صــــــــدای عــــــــارض مــــــــاننــــــــر مــــــــاهـــــــــت
بــــــــــــــــردی دیــــــــن فــــــــائز را به غـــــــــــــــــارت
و شــــــــاهی خــــــــیل مــــــــزگان راســــــــپاهـــــت
خــــــــودم ایــــــــنجا دلــــــــم در پیــــــــــــــــش دلـبر.
خــــــــدایا این ســـــــفر کی میــــــــرود کی میرود سر
خدایا کن سفر اسون به فائز که بیند بار دیگر روی دلبر
تــــــــو دوری از بــــــــرم دل در بــــــــرم نیــــــــســـــــت
هــــــــوای دیــــــــگــــــــری هــــــــم در ســـــرم نیست
به جان دلبروم.به جان دلــــــــبروم که زهـــــــر دو عالم
تمــــــــنــــــــای دیگر جز دلــــــــبــــــــرم نــــــــیســــــت
دوش میآمد و رخســــاره برافــــروخته بود
دوش میآمد و رخســــاره برافــــروخته بود
تا کـــجا باز دل غــــمزدهای سوخــــته بــــود
رسم عاشق کشی و شیوه شــهرآشوبی
جامهای بود که بر قامــــــــت او دوخـــته بود
جان عشــاق سپند رخ خــــود میدانست
و آتــــش چــهره بدین کار برافــــروخـــته بود
گر چه میگفت که زارت بکشـم میدیدم
که نــهانــــش نظری با من دلــــسوخته بود
کفر زلفش ره دین میزد و آن سـنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخـته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کــــرد و که انــــدوختــه بود
یار مفروش به دنیا که بســـــی سود نکرد
آن که یوســـف به زر ناسره بفروخــــته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز کــــه آموخته بود
بـــــه مژگان سیه
بـــــه مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بــیا کز چشم بیمارت هـــــزاران درد برچـــــینم
الا ای همنشین دل کـــــه یارانت برفـــت از یاد
مرا روزی مـــباد آن دم که بی یاد تو بنشیـــــنم
جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شـیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چـــــون گــل
بیار ای باد شبگیری نســـــیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شـــــاهد و ســـــــاقی
که سلطانی عالم را طفیل عشـــــــــق میبینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوســـــت بگزینم
صـــــباح الخـیر زد بلـــــبل کجایی ساقیا برخـــیز
که غوغا میکــند در سر خیال خواب دوشـــــینم
شب رحلت هم از بـــــستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جـــــان دادن تو باشــــی شمع بالینم
حدیـــث آرزومندی که در این نامه ثبت افــــــــــتاد
هـمانا بـــــیغلط باشد که حـــــافظ داد تلقـــــینم
استاد "پرويز ياحقي" نوازنده چيره دست ويولن و آهنگساز حوزه موسيقي ايراني امروز (جمعه) در سن 72 سالگي دار فاني را وداع گفت. داود گنجه ای ،موسیقیدان و نوازنده کمانچه ضمن ابراز تاسف خود با اعلام این خبر به نقل از دکتر جهانشاه برومند (نوازنده ویولن)گفت : هنوز علت دقیق مرگ وی مشخص نشده است و برای کسب اطلاع در این زمینه به فرصت بیشتری نیاز داریم .
استاد ياحقي در سال 1313 در تهران متولد شد و از سنين نوجواني تعليم ويولن را نزد دايي هنرمند خود حسين ياحقي آغاز كرد.وي همچنين از محضر زنده ياد استاد ابوالحسن صبا بهره مند شد.به نواختن سه تار نيز آشنايي كامل داشت ، اما ساز تخصصي او ويولن بود كه هرگاه شروع به نواختن ميكرد و صداي ساز خود را به گوش دلباختگان هنر ميرساند ، دل از هر عارف و صاحبدلي مي ربود.
زندهياد ياحقي هنگامي طفلي خردسال بود كه همراه دايي هنرمند خود ، زنده ياد حسين ياحقي پا به راديو گذاشت و به عنوان نوازنده خردسال ، در برنامههاي راديو شركت كرد.
پرويز ياحقي همكاري خود را ، تا سن 18 سالگي با راديو ادامه داد ، تا اينكه بنا به دعوت شادروان داوود پيرنيا براي برنامه گلها دعوت شد و او آهنگي به نام "اميد دل من كجايي" را براي اين برنامه ساخت كه با صداي زنده ياد "غلامحسين بنان" پخش شد كه نوازندگان اركستر اين آهنگ عبارت بودند از : ابوالحسن صبا ، حسين ياحقي ، مرتضي محجوبي ، علي تجويدي ، حبيب اله بديعي ، محمد مير نقيبي ، نصراله زرين پنجه ، حسينعلي وزيري تبار ، حسين تهراني و پرويز ياحقي كه اين عزيزان هر كدام خورشيدي تابان بودند كه هيچ گاه آوازه هنر غروب را شاهد نخواهد بود.
استاد پرويز يا حقي يكي از بهترين سليستهاي برنامه گلها بود و آثار به جاي مانده اين هنرمند والا براي هر صاحب دلي الهام برانگيز است .
پرويز ياحقي يكي از هنرمندان چيره دست و بداهه نواز موسيقي ايراني بود. وي هنگام نواختن دستگاهي يا گوشهاي مقامات موسيقي ايران به خوبي و شايستگي تمام آن قسمت موسيقي را بدون هيچ لغزش و انحرافي به پايان برد كه در اين كهكشانهاي آسمان هنر موسيقي ايران از استثنائات روزگار بوده و از ويژگيهاي اين هنرمند بي نظير است.
در ابتدای امر این عقیده های انقلابی عجیب به نظر می رسند، چراکه ما به خودمان اینطور قبولانده ایم که دنیا سه بعدی است. هینز پاگلز می گوید : " یک ویژگی از جهان فیزیکی ما، آنقدر بدیهی است که اکثر مردم هیچ مشکلی با آن ندارند : این حقیقت که فضا سه بعدی است ".
می توان گفت که بواسطه احساست درونی می دانیم که هر شی را می توان با نوشتن ارتفاع ، پهنا، و عمق توصیف نمود، و مثال هایی از این دست...
انیشتن این ایده را تعمیم داد تا شامل زمان به عنوان بعد چهارم شود. به عنوان مثال جهت ملاقات فرد مشخص می کنیم در ساعت 12 در میدان تجریش منتظر وی هستیم. یعنی برای توصیف یک اتفاق نیاز به بعد چهارم داریم که حادثه در آن اتفاق می افتد : زمان.
امروزه دانشمندان علاقه دارند که فراتر از مفهوم بعد چهارم انیشتن گام بگذارند. توجه کنونی علم بر روی بعد پنجم ( بعد فضایی ورای زمان و سه بعد فضا ) و ابعاد بالاتر از آن متمرکز است.
چگونه می توانیم بعد چهارم فضایی را مشاهده کنیم ؟
مشکل این است که ما قادر به این کار نیستیم. هرمان فون هلمهولتز ناتوانی در دین بعد چهارم را با نا توانی یک شخص نابینا برای درک مفهوم رنگ قیاس می کند.
حتی ریاضیدانان و فیزیکدانهای نظری که سالها با فضا با ابعاد بالاتر سر و کار داشته اند، اعتراف کرده اند که قادر به تجسم چنین فضاهایی نیستند این در حالی است که آنها در دنیای معادلات و کامپیوتر با آنها سر و کار دارند اما انسان تصور جهان هایی ورای جهان خویش را غیر ممکن می داند.
در خوشبینانه ترین حالت می توانیم برای تجسم سایه های اشیا با ابعاد بالاتر ، از گستره وسیعی از ترفند های ریاضی که توسط چارلز هینتون در اوایل قرن بیستم ابداع شده اند، استفاده کنیم.ریاضیدانان دیگری نظیر توماس بنکهوف برنامه هایی کامپیوتری نوشته اند که به ما این اجازه را می دهند تا از طریق ترسیم اشیا با ابعاد بالاتر، بر روی صفحه دو بعدی کامپیوتر با آنها سر و کار داشته باشیم. همانطور که افلاطون بیان داشت ما مثل ساکنین غار ناچاریم تا سایه های تار و مبهمی از زندگی واقعی را در غارهایمان ببینیم.
این مجموعه سوالات اشاره به مفاهيمي دارد كه هرچند ما آنها را به سادگي باور كرده ايم و از آنها استفاده مي كنيم اما به سادگي مي توان صحت آنها را زير سوال برد. هرچند اين مجموعه سوالات جنبه طنز دارند پاسخ به برخي از آنها احمقانه به نظر مي رسد اما نكته هاي جالبي نيز در آنها مستتر است.
سعي كرده ام آنهايي را كه در فرهنگ ما نيز موضوعيتي دارند و از مشتركات فرهنگي ما با غرب به شمار مي آيند مجدداً در اينجا ذكر كنم.
1- چرا مرسوم است كه مي گويند “مانند يك بچه خوابيده است” در صورتي كه مي دانيم بچه ها هر 2 ساعت يك بار بيدار مي شوند؟
2- اگر يك كر به دادگاه برود آيا هنوز مستمع نام دارد؟
3- چرا ما دكمه كنترل از راه دور را محكم تر مي فشاريم در حالي كه مي دانيم باطري آن خالي شده است؟
4- چرا اگر كسي از شما بشنود كه در آسمان 4 ميليارد ستاره وجود دارد ، باور مي كند اما اگر بگوييد جايي رنگ جايي هنوز خيس است آن را با انگشتانش مي آزمايد؟
5- چرا از سوزن استريل براي تزريق سم به محكومين به مرگ استفاده مي شود؟
6- چرا تارزان ريش ندارد؟
7- چگونه سوپرمن با سينه اش جلوي گلوله توپ مي ايستد در حالي كه اگر با كلت كمري به طرف او شليك كنيد جا خالي مي دهد ؟
8- چرا خلبانان كاميكاز هلمت(كلاه ايمني خلبانان جنگي) به سر مي گذاشتند؟
9- ايده گذاشتن اس ميان ليسپ (تك زباني حرف زدن) براي كه بوده است ؟
lisp : تك زباني حرف زدن
lip : لب
10- سرعت تاريكي چفدر است؟
11- وقتي ديروز دماي هوا صفر درجه بوده است و امروز سه برابر ديروز سردتر است،دماي هواي امروز چند درجه است؟
12- اگر ما اينجاييم كه به ديگران كمك كنيم پس ديگران به چه منظور اينجا هستند؟
13- آيا متاهلين بيشتر از مجردها زندگي مي كنند يا فقط اينگونه به نظر مي رسد؟(اشاره به دير گذشتن زمان در سختي ها از دید نسبیتی دارد)
14- آيا مي توان زير آب گريه كرد؟
15- چگونه است كه انسان پاي به كره ماه گذارد قبل از اينكه بفهمد گذاشتن يك چرخ ساده زير چمدان چقدر مي تواند مفيد باشد؟
16- چرا مردم پول فراوان مي دهند تا به بالاترين طبقات برجهاي بلند بروند و از آنجا با دوربين دوچشمي آنچه را كه روي زمين است ببينند؟
17- چه كسي براي اولين بار با ديدن يك گاو به ذهنش آمد كه آنجايش را فشار دهد و از آني كه بيرون مي آيد بنوشد؟
18- چه كسي براي اولين بار گفت ” مرغ رو نگاه كن من مي خواهم آنچيزي را كه دفعه بعد از آنجايش بيرون آمد بخورم”؟
19- چرا در يخچال چراغ وجود دارد اما در فريزر نه؟
20- چرا وقتي مردم ساعت را از ديگران مي پرسند به مچ دستشان اشاره مي كنند اما هنگام پرسيدن محل سرويس يهداشتي عمومي به جايي اشاره نمي كنند؟
21- آيا نابينايان خوابشان را مي بينند؟آيا اصلاً آنها خواب مي بينند؟
22- چرا وقتي به صورت يك سگ فوت مي كنيم بسويمان خشمگين مي شود اما موقع ماشين سواري سگها عاشق آن هستند كه سرشان را از شيشه بيرون ببرند و در برابر باد بگيرند؟
23- آيا فشردن چندباره شاسي آسانسور باعث مي شود كه آسانسور سريعتر بيايد؟
24- چرا میگن در جمع در گوشی صحبت نکنید در حالی که وقنی تنها هستیم نیازی به در گوشی صحبت کردن نیست ؟
ز آغاز بايد که دانی درست/سر مايه گوهران از نخست/که يزدان ز ناچيز چيز آفريد/بدان تا توانایی آمد پديد/وزو مايه ی گوهر آمد چهار/بر آورد بی رنج و بی روزگار/يکی آتشی بر شده تابناک/ميان باد و آب از بر تيره خاک/نخستين که آتش ز جنبش دميد/ز گرميش پس خشکی آمد پديد/وزانپس ز آرام سردی نمود/زسردی همان باز تری فزود/چو اين چار گوهر بجای آمدند/ز بهر سپنجی سرای آمدند/پديد آمد اين گنبد تيز رو/شگفتی نماينده ی نو به نو/ابر ده دو هفت شد کدخدای/گرفتند هريک سزاوار جای/فلک ها يک اندر دگر بسته شد/بجنبيد چون کار پيوسته شد/چو دريا و چون کوه و چون دشت و راغ/زمين شد بکردار روشن چراغ/بباليد کوه آب ها بر دميد/سر رستنی سوی بالا کشيد/زمين را بلندی نبد جايگاه/يکی مرکزی تيره بود و سياه/همی بر شد آتش فرودآمد آب/همی گشت گرد زمين آفتاب/گيا رست با چند گونه درخت/بزير اندر آمد سرانشان زبخت/ببالد ندارد جز اين نيرويی/نپويد چو پويندگان هر سويی/وزانپس چو جنبنده آمد پديد/همه رستنی زير خويش آوريد/چو زين بگذری مردم آمد پديد/شد اين بند ها را سراسر کليد/سرش راست بر شد چو سرو بلند/بگفتار خوب و خرد کار بند/پذيرنده ی هوش و رای و خرد/مر او را دد و دام فرمان برد...
نخست، نقل قولی از کتابم « شناخت شاهنامه » که به این موضوع اشارات فراوانی دارد:
"عصر آفرینشِ جهان بینیِ اساطیری-مذهبی را می توان با اسطوره ی علمی زمان نو که نشانگر نیاز ما به تعریف زمان گذشته و آفرینش جهان که با « انفجار بزرگ » (Big Bang ) آغاز می شود مقایسه کرد..."
بوجود آمدن یا آفرینش هر چیزی در جهان بصورت زنجیره ای انجام می گیرد. اما از هیچ چیز، نمی شود چیزهای دیگری بوجود آورد. فردوسی این مسئله را به این گونه حل می کند: که يزدان ز ناچيز، چيز آفريد/بدان تا توانایی آمد پديد. دیگران نقطه ی نخست را با آفریننده ای حل می کنند. همان طور که یزدان در واقع نقطه ی نخستین این آفرینش هاست و در خود کامل است و پرسشی که آفرینش خود خدایان را از منبعی خواستار باشد وجود ندارد. اما در جهان بینی علمی این پرسش هنوز مطرح است. در زیر به توضیح آن می پردازیم.
در توضیح سرودهای ودایی در اوپانیشادها آمده است: در ابتدا نه وجودی بود و نه عدمی. تنها وجود یکتا بود که بدون نفس در خود تنفس می نمود. جز او موجودی نبود. شوق و جنبش موجب گردید که این وجود مطلق به هستی و نیستی منقسم گردد. در وجود جز ثومه شعور و ادراک نهفته است و عشق نشانه و نماینده ی آن است و بصورت میل و اراده و اظهار انانیت در می آید. انانیت و عدم انانیت با یکدیگر روبرو می شوند و عدم انانیت مبداء بارور جهان قرار می گیرد.
از نخست در تورات، هیچ چیز نبود ولی با اراده ی خدا آسمانها و زمین آفریده شد. در میان این دو چیز فضا وجود دارد و نور زمین را روشن می کند و سیاهی از روشنی جدا می گردد.
توصیف یوحنا در انجیل که بیشتر به شناخت فلسفی انسان تکیه دارد آن را چنین تعبیر می کند: "در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود. همه چیز بواسطه ی او آفریده شد..."
در دین زرتشت نخست همه چیز بدون هیچ حرکت و پدیده ای در جهان کامل بود. دنیایی، بصورتی که ما آن را می شناسیم وجود نداشت. زمانی که نور و سیاهی در یکدیگر ادغام می شوند یعنی وقتی که در تفکر خدای بزرگ اهورامزدا « شَک» بوجود می آید همزمان جهانی که ما با آن آشنا هستیم هم بوجود می آید، جهانِ ماده و زمینی. در حین این واقعه نبرد بین اهریمن و اورمزد هم آغاز می شود. این نبرد باید یک روز اتمام یابد و جهان باید به نقطه ازلی و نخستین عصر طلایی خود برگردد تا همه ی گناهان زمینی پاک شوند.
در عصر طلایی زمانی وجود نداشت و انسان در حالت آنیمیتسی/توتمیستی با طبیعت و خدایان خود دارای وحدت بود، حتی پرسش و شکی برای او بوجود نمی آمد. اما با تفکر «آفرینش جهان »، انسان خواستار پدیده ای نوین شد به نام »زمان« و یا در فرهنگ ما «زروان » که با اوج فرهنگ کشاورزی و پیدایش دوران تاریخی همراه است. به این دلیل گاهشماری ها بر حسب چرخش خورشیدی انجام می گرفت و نه ماه.
این « زمان» دو حالت دارد از طرفی مانند « زروان» که زمانی است بیکران و به عصر طلایی وابسته است که در فرهنگ کشاورزی هم در همان حالت مانده و گذشت سالها بعنوان همان « سال نخستین » دیده می شود که هر سال دوباره و دوباره آغاز می گردد. در واقع زمان بیکران را نمی توان زمان نام گذاشت برای اینکه هنوز نشانگر محدودیتی نیست که آغاز و آخری را تعیین کند.
در حالت دیگر زمان بصورت زنجیره ای از یک مرحله به مرحله ای دیگر تبدیل می شود. همزمان آفرینش جهان بصورت پدیده ای مشاهده می گردد که در زمانهای بسیار گذشته و در نقطه ای آغازین انجام گرفته است. در این حالت آفرینش جهان، کیهان شناسی و معاد شناسی در تفکر انسان تغییر شکل می دهد. در هنگام پیدایش دوران تاریخی، در فهم انسان، جهان آشکارانه یک نقطه ی شروع و یک نقطه ی پایانی دارد. نقطه ی شروع بصورت همان آفرینش جهان و یا انفجار نخست (بیگ بنگ) تعبیر شده و نقطه ی پایانی، رستاخیز، عاقبت و یا با دید علمی همان سرد شدن و یا انفجار ستاره ی خورشید است که هیچ کدام حالا حالاها رخ نمی دهد.
در این میان آشنایی با پیامدهایِ تئوریِ فلسفیِ فیزیکِ کوانتوم و شناخت پیوستار زمانی-مکانی، نظریه ی نسبیت و حدود قانون علیت، جای خود را دارد و کنجکاوی خواننده های تیزهوش را می طلبد.
همانگونه که در نخست اشاره شد مشکل تئوری بیگ بنگ آن است که از ثانیه ی نخستِ انفجار بزرگ به بعد را کاملاً و بصورت قابل قبول و منطقی توضیح می دهد اما اینکه ماده ی این انفجار از چه چیزی تشکیل شده است را هنوز بیان نکرده است. در شرح این مسئله تئوریهای مختلفی بیان شده که تمامی آنها از طرف «استفن ویلیام هاوکینگ » رد شده اند. در یکی از آن نظریه ها می بینیم که پیش از انفجار، نقطه ای یا قطره ای از ماده وجود داشته که انفجار یافته. اما چنین تئوری ای قابل قبول نیست چون اگر آن قطره تمام دنیا را تشکیل داده است پس باید از نخست یا به اندازه ی دنیا بوده و یا از آن بزرگ تر بوده باشد!
نظریه ی تکامل داروین تنها در خصوص توضیح نژاد گیاهان، حیوانات و انسان بود. اما به تازگی - چنانچه در پرسش دوست ما بدون اینکه خودشان با این مسئله آشنایی داشته باشند اشاره شده - نظریه ی بسیار موفق داروین که در عنوان کتابش "اصل انواع از راه انتخاب طبیعی" کاملاً واضح است، به دست چند فیزیکدان کیهانی-فضایی (astrophysicists) برای توضیحات گسترش و پیدایش مدارها و منظومه های خورشیدی و کهکشانها مورد استفاده قرار گرفته است. در نخستین نگاه می توان گفت این فرضیه هر چند که بسیار دیر مورد بررسی قرار گرفته، اما منطقی، قابل فهم و جالب است. البته فرضیه ی « سوپراسترینگها » و « سیاهچالهای هاوکینگ » نیز جای خود را دارند. (به کتاب "تاریخچه ی زمان" این فیزیکدان مراجعه شود).
در اینجا دوباره باید در نظر داشت که مسئله ی نقطه ی آغازین جهان در علم، که ادیان آن را با گزینش خدایان حل کرده اند هنوز هم دچار مشکلات بزرگی برای دانشمندان است. هر چند که توضیحاتِ تئوریها بعد از این « مرحله ی نخستین » منطقی و قابل پذیرش به چشم می آیند.
مثال دیگری در رابطه با « بود و نبودِ نقطه ی نخستین » جمله ایست که بسیاری از افسانه ها و داستانها ی ما با آن آغاز می شوند: « یکی بود یکی نبود - غیر از خدا هیچ کی نبود - یک روستایی بود پر از گاو که...»
به امید آنکه در زمان دیگری و در ارتباط با تجزیه و تحلیل ساختار افسانه ها و قصه های باستانی ملل و ایران به این مسئله رسیدگی کنم.
همچنین با دید علمی، اعداد هم به این طریق به یکدیگر وابسته اند. مثلاً آفرینش، در هنگام رشد عدد 0 به 1 انجام می گیرد. برای هندوانی که اعداد دهگانه را از آنها به ارث برده ایم، عدد صفر (0) وجود نداشت، برای اینکه آنها نمی توانستند فرض کنند که چیزی در جهان وجود نداشته باشد. یعنی هر چیزی که می توان درباره اش سخن گفت وجود دارد، پس عددی که بیانِ « هیچ بودن » را می پذیرفت نمی توانست وجود داشته باشد. بعد ها است که 0 هم به اعداد دهگانه اضافه شد، به این منظور که جهان مثالی ای هم وجود دارد که مثلاً شخصی می تواند دارای هیچ، یعنی صفر عدد سیب باشد.
فردوسی مانند بسیاری از اسطوره نویسانِ ملل دیگر که این آثار را جمع آوری کرده اند یکسره آفرینش تمام چیزهایی را که در جهان وجود دارند را به یزدان و خدایان متعلق می داند.
به این ترتیب چیزها یکی یکی از یکدیگر آفریده و تشکیل شده اند. اما علم با اینکه از همین تفکرات اساطیری و کتابنویسی نشات گرفته است (و در زمان فردوسی هم وجود داشته) با گسترش کاربردیِ دیگری به مسائل می نگرد و مشکل بتواند تمامی این توضیحات را بپذیرد...
اخیرا اخباری به دستمون رسیده که طرفداران دیجی علیگیتور این اخبار رو ذکر کردند.
گفته میشه دیجی علیگیتور که با سر و صدای زیادی که با اولین و دومین آلبوم خود راه انداخته بود با بیرون دادن آلبوم شمارش معکوس هواداران خود رو به نوعی مایوس کرد.
مطلع هستید که آلبوم شمارش معکوس در حقیقت یک آهنگ بود با هفت نوع اجرای مختلف...
اما کسانی که با دیجی علی ارتباط دارند می گویند دیجی علی تا بهار یعنی در عید نوروز آلبومی ارایه خواهد کرد که در این آلبوم اجرا به زبان فارسی هم وجود داره ( امیدواریم که حقیقت داشته باشه )
خیلی وقته که دیگه از دیجی علی آهنگهای خفن نشنیده ایم ...
امیدواریم این آلبومی که صحبتش سر زبونها هست مانند آلبوم های اول و دوم دیجی علی جذاب باشه و طرفداراش یه حالی بکنند.
دیجی علیگیتور بهترین دیجی ایران هست و همه ی ایرانی ها انتظار بیشتری از ایشون دارند . امیدواریم که کارشون رو به پیشرفت باشه...
منبع : takpmc
اعراب - مصريان و ديگران نظام عدد نويسي كنوني - هندسه مقدماتي و رياضيات مقدماتي را ابداع مي كنند.
قبل از ميلاد :
525 فيثاغورث : با ابداع آميزه اي از رياضيات و عرفان از افسانه رويگردان شده به اعداد كه آنها را منبع حقيقت مي داند روي مي آورد.
340 ارسطو : مجادله مي كند كه زمين به جاي يك فلات مسطح يك كره گرد است.
295 اقليدس : كتاب خود عناصر را منتشر و دانش هندسه را منظم و مرتب مي كند.
260 اريستار كوس ساموسي : اصل گردش زمين به گرد خورشيد و عالمي بسيار پهناور را پيش مي كشد.
240 : ارشميدس : مكانيك كلاسيك و دانش فيزيك مقدماتي را پي ريزي و مدون مي كند.
200 اراتوستنس : روش اندازه گيري محيط زمين را به دست مي دهد.
100 كلاديوس پتالومي ( بطلميوس) : مدل پيچيده زمين مركزي جهان را مي سازد كه تا 1400 سال بعد اساس دانش نجوم باقي مي ماند.
بعد از ميلاد
1515 لئوناردو داوينچي : در زمينه هاي مكانيك - هيدروليك و آيرو ديناميك مشاهدات و برداشت هاي مهمي مي كند.
1543 نيكلاس كپرنيك : كتاب ( درباره گردش سيارات) را منتشر و اصل خورشيد مركزي جهان را مطرح مي كند.
1572 تيكوبراهه : يك نوا (ستاره جديد = Nova ) مشاهده مي كند كه گواهي بر متغير بودن جهان مي شود.
1610 گاليلئو گاليله : براي نخستين بار آسمان شب را از درون يك دوربين نجومي تلسكوپ مي بيند و كشفياتي را اعلام ميكند كه مويد صحت نظريه كيهاني كپرنيك است.
1619 يوهان كپلر : ثابت مي كند كه مسير حركت سيارات به گرد خورشيد بيضي شكل است و قوانين حركت آن ها را بدست مي آورد.
1687 آيزاك نيوتن : با انتشار كتاب پرنسيپاي خود نشان مي دهد كه نيروي جاذبه ثقل كه از قانون تناسب معكوس با مجذور فاصله پيروي مي كند. عامل حركت سقوطي اجسام به طرف زمين و حركت مداري كره ماه به زمين - هر دو - يكي است.
1799 پي ير سيمون دو لاپلاس : براي فرضيه جاذبه عمومي نيوتن شالوده اي رياضي بنا و نظريه احتمالات را نيز پي ريزي مي كند. لاپلاس به پايه گذاري دستگاه آحاد اندازه گيري متريك هم كمك مي كند.
1824 كارل فردريش گاوس : اصول هندسه غير اقليدسي را پي ريزي مي كند.
1824 كريستين دوپلر : كشف مي كند كه فركانس امواج نوري و صوتي يك منبع در حال حركت به چشم و گوش يك ناظر ايستاده كمتر مي آيد اگر منبع در حال دور شدن از او و بيشتر مي آيد. اگر منبع در حال نزديك شدن به او باشد.
1831 مايكل فارادي : پديده القاي الكترومغناطيسي را كشف مي كند.
1848 ويليام كولن : دماي صفر مطلق را تعيين مي كند.
1848 ژان لئو فوكو : روش هايي براي اندازه گيري سرعت نور در هوا ابداع و ثابت مي كند كه سرعت سير نور در آب و ساير محيط هاي شفاف به نسبت عكس ضريب هاي شكست نوري آن محيط كاهش مي يابد.
1860 رابرت بنزن و گوستاو كيرشهف : تجزيه طيفي را پي ريزي و مقايسه مواد آزمايشگاهي با مواد سازنده خورشيد و ستارگان ديگر را كه در عمل به معناي امكان تعيين جنس مواد سازنده آن كرات از روي زمين است ممكن مي كند.
1864 جان كلارك ماكسول : در گفتار درباره الكتريسيته و مغناطيس- را كه امكان فهم پديده هاي مربوط به اين حوزه دانش را بسيار بيشتر مي كند منتشر مي سازد.
1879 آلبرت مايكلسن : با استفاده از اصول فوكو سرعت سير نور را اندازه مي گيرد.
1887 آلبرت مايكلسن و ادوارد مورلي : آزمايش هاي دقيقي انجام و به كمك آن ها نشان مي دهند كه فضا از چيزي به نام اتر كه وجود آن براي انتشار نور لازم دانسته مي شد نمي تواند پر باشد.
1894 هاينريش هرتز : عملا نشان مي دهد كه امواج الكترومغناطيسي با سرعت نور سير مي كنند و مانند آن مي توانند بازتابش و شكست داشته باشند و قطبي يا پلاريزه هم بشوند.
1895 ويليام رونتگن : اشعه ايكس را كشف و نخستين برنده جايزه نوبل در فيزيك مي شوند.
1898 ماري و پير كوري : عناصر راديو اكتيو راديوم و پولونيوم را شناسايي مي كنند.
1900 ماكس پلانك : نظريه كوانتومي تابش (تشعشع) را بصورت يك اصل بيان كرد و با آن فيزيك كوانتومي را پايه ريزي كرد.
1904 ارنست رادرفورد : نشان مي دهد كه عمر زمين را مي توان با محاسبه مقدار گاز هليومي كه از سنگ معدن مواد راديواكتيو خارج مي شود اندازه گرفت.
1905 آلبرت انيشتين : مقالاتي درباره نظريه نسبيت خاص - پديده فوتو الكتريك و حرارت براوني منتشر مي كند كه نظريه نسبيت وي اندازه كيري زمان و مكان در سرعت هاي زياد را ناهنجار و جرم و انرژي را معادل يكديگر مي داند.
1906 جي جي تامسون : وجود ذره الكترون را عملا تثبيت مي كند.
1911 ارنست رادرفورد : نشان مي دهد كه بخش اعظم جرمي اتم در هسته بسيار كوچك آن جاي دارد.
1913 نيلز بوهر : نظريه ساختار اتم را فرمول بندي مي كند.
1916 آلبرت انيشتين : نظريه نسبيت عام خود را كه نظريه بنيادي درباره فضا - زمان و جاذبه ثقل است منتشر مي كند و جاذبه ثقل را پديده اي ناشي از فضاي خميده ميداند.
1924 شاهزاده لويي دوبروي : اصل علمي را مطرح مي كند كه به موجب آن ماده حتي شيئي مانند الكترون كه در حالت عادي ذره شناخته مي شود در عين حال رفتار موجي هم دارد.
1925 ولفگانگ پاولي : اصل منع (exclusion principal) خود را كه در شناخت خطوط طيفي نور ستارگان و سحابي ها كارايي دارد بيان مي كند.
1926 اروين شرودينگر : معادله موج خود را كه شارح چگونگي حركت امواج دوبروي از مكاني به مكان ديگر است. و اينك معادله مركزي مكانيك كوانتومي دانسته مي شود تدوين و تثبيت مي كند.
1927 يان اورت : ثابت مي كند كه كهكشان راه شيري در چرخش است و چندي بعد با استفاده از تلسكوپ راديويي نقشه هايي از بازوي مارپيچي اين كهكشان تهيه مي كند.
1928 پي . ا. ام ديراك : با محاسبه وجود ذرات ضد ماده را پيش بيني مي كند كه اينها ذراتي هستند مانند ذرات ماده معمولي ولي بار الكتريكي مختلف العلامه با بار آنها ( يكي از آنها پزيترون است كه ضد الكترون است)
1929 ادوين هابل : با استفاده از تجزيه و تحليل طيفي نشان مي دهد كه جهان واقعا آنگونه كه انيشتين با محاسبه پيش بيني كرده است در حال انبساط است.
1931 ولفگانگ پاولي : وجود ذره نوترينو را با محاسبه پيش بيني مي كند.
1932 جيمز چادويك : ذره نوترون را كشف و جايزه نوبل 1935 در فيزيك را نصيب خود مي كند.
1938 ليزه و اوتو هاهن : پديده شكافت هسته اتم را كشف مي كند و هاهن به پاس آن كشف جايزه نوبل دريافت مي كند ( همكار او ميتز پيش از كامل شدن كار مجبور به فرار از آلمان نازي مي شود ولي آگاهان نقش آن خانم را در آن تلاش محفوظ مي دانند.)
1939 لئوزيلارد : به مفهوم واكنش زنجيره اي در فيزيك اتمي دست مي يابد و يكي از چند نويسنده نامه اي به امضاي انيشتين به رئيس جمهور روزولت مي شود. نامه درباره توانايي هاي بمب اتمي و علمي بودن ساخت آن با استفاده از پديده شكافت هسته اورانيوم است.
1942 انريكو فرمي : سرپرستي برنامه ساخت و راه اندازي نخستين راكتور اتمي جهان را كه بخشي از پروژه منهتن است به عهده مي گيرد.
1945 جي رابرت اوپنهايمر : برنامه ساختن نخستين بمب اتمي را كه بخشي از پروژه منهتن است رهبري مي كند.
1946 ژرژ گاموف : پيش بيني مي كند كه انفجار بزرگ آغازگر جهان بايد تشعشعات كيهاني پشت صحنه اي بار آورده باشد.
1960 آلن سنديج و توماس ماتيوس : كوازار ها را كه دورترين كهكشانها ( دورترين تا زمين) هستند كشف مي كنند.
1961 مري گل مان ويووال نعمان : مستقل از يكديگر طرح طبقه بندي ذرات درون اتمي را كه گل مان طرح هشت لايگي مي نامند مي ريزند
1963 ئي . ان . لورنتز : نخستين مقاله درباره نظريه درهم ريختگي را منتشر مي كند.
1964 مري گل مان و جرج زوويك : مستقل از يكديگر نظريه تشكيل يافتن پروتون و نوترون و هادرون ديگر از ذرات جديد كوچكتري به نام كوارك را پيش مي شكد كه نام كوارك و گل مان انتخاب مي كنند.
1965 ريچار فاينمن : مشتركا با توموناكو و شوينگر جايزه نوبل در فيزيك را بپاس ابداع نظريه الكتروديناميك كوانتومي برنده مي شوند. نظريه اي كه ابداع آن در طريق جستجو براي درك طبيعت گام مهمي به جلو تلقي مي شود.
1965 رابرت ويلسون و آرنونپنرياس : وجود تشعشعات يا تابش هايي را در اعماق فضا كشف و صحت نظريه انفجار بزرگ را تاييد آزمايش مي رسانند.
1968 آزمايش هاي انجام شده در مركز شتاب دهنده خطي دانشگاه استنفورد صحت نظريه كوارك ها را تاييد ميكنند.
1981 آلن گوت : اين اصل را كه عالم كيهاني اوليه از يك دوره انبساط قابل نمايش با يك تابع رياضي نمايي گذر كرده است ثابت مي كند.
1995 دانشمندان شاغل در آزمايشگاه دستگاه شتاب دهنده ملي فرمي - نشانه هاي وجود كوارك (رو) آخرين عضو پيدا نشده خانواده ذرات تشكيل دهنده سنگ بناي كل ماده موجود در عالم را پيدا مي كند
تمام میکروکنترلرها جزء این 5 قسمت هستنند:
1) 8051
2) Pic
3) Avr
4) 6811
5) Z8
البته مدل های 6811 ساخت شرکت موتورلا و z8 ساخت شرکت زایلوگ حداقل در ایران خیلی کم استفاده می شوند و رقابت اصلی بین سه نوع دیگر است.
تا به امروز هر میکروکنترلری که ساخته شده زیر مجموعه یکی از این5 نوع است. البته کارخانه های خیلی زیادی با مارک های مختلف میکرو کنترلر تولید میکنند ولی همه اونها زیر مجموعه یکی از این 5 قسمت هستنند .شما برای هر کدام از این5 نوع میکروکنترلر میتوانید میکروکنترلر های مختلفی از شرکت های مختلفی را پیدا کنید.(البته در بازار ایرن کمی با مشکل).
اما خوشبختانه همه میکروکنترلر هایی که جزء هر کدام از 5 نوع بالا باشند از یک برنامه پیروی میکنند. بدین معنا که اگر شما کار با یکی از مدل های آن میکرو را یاد گرفته باشید مثل اینکه کار با تمام میکروکنترلرهای آن نوع را یاد گرفته اید.مثلا شما اگر با یکی از مدل های میکروکنترلر avr مثلا atmega8 را یاد گرفته باشید دیگر با صد ها مدل دیگر میکروکنترلر avr مشکلی ندارید وتقریبا بدون هیچ مشکلی میتوانید با دیگر مدل های این میکرو کار کنید.
اما یه مشکل که در میکروکنترلر ها وجود دارد این است که این5 نوع از لحاظ برنامه نویسی به هیچ وجه با هم دیگر سازگاری ندارند . به طور مثال اگر شما میکروکنترلر های avr و 8051 را کامل یاد گرفته باشید حتی ساده ترین برنامه رو روی یک میکروکنترلر pic نمیتوانید اجرا کنید. واین یکی از بزرگترین عیب و مشکل برای یاد گیری میکرو است .بنابراین از همون اول باید یک انتخاب درست داشته باشید و میکروکنترلر مناسب را برگزینید تا با یادگیری آن میکروکنترلر بتوانید بعدا به سادگی پروژه های خود را اجرا کنید . البته بسیاری از دوستان هستنند که کار با چند میکروکنترلر را میدونند و حتما این هم از هوش بالای ایرانی هاست. ولی اگر به صورت خیلی حرفه ای نخواهید وارد این بحث بشوید باید یکی از این میکروکنترلرها را انتخاب کنید و کار با آن را آغاز کنید. در قسمت بعدی شما را برای این انتخاب کمک خواهم کرد.
معایب و مزایای میکروکنترلر های مختلف نسبت به هم :
از آن جای که 6811 و z8 خیلی کمتر استفاده میشوند به معرفی سه نوع دیگر میپردازم.
1) : اول از 8051 که اولین میکروکنترلری بود که به دست بشر ساخته شد شروع میکنیم . همانطور که در مقاله قبلی گفته شد ابتدا این میکروکنترلر توسط شرکت بزرگ intel ساخته شد .اما بعدا intel این امکان را به دیگر شرکت ها داد که این میکروکنترلر را تولید کنند و شرکت هایی مانند ATMEL , PHILIPS , SIEMENS , DALLAS و... به تولید این میکروکنترلر پرداختنند یکی از شرکت هایی که به صورت گسترده به تولید این تراشه پرداخت ATMEL بود که مدل های مختلف میکروکنترلر ساخت این شرکت در سرار جهان و در ایران به خوبی یافت می شود. اما اگربخواهیم به صورت کلی سیر پیشرفت این نوع میکروکنترلر رو در نظر بگیریم اولین میکروکنترلر هایی که ساخته شد با جدیدترین میکروکنترلرهای 8051 که الان تولید میشود با توجه به این پیشرفت شگفت در تمام زمینه ها که صنایع دیگر در دنیا دارند پیشرفت زیادی ندارد به طور مثال AT89S5X که میکروکنترلر 8051 جدید ساخت ATMEL است نسبت به مدل های اولیه 8051 پیشرفت آنچنانی ندارد . امکانات این میکرو نسبت به AVR و PIC قابل مقایسه نیست . به صورتی که که همین مدل جدید 8051 تقریبا حافظه ای برابر یک صدم (0.001 ) میکروکنترلر های AVR را دارد و سرعتش 4 برابر کمتر از میکروکنترلر های PIC و 12 بار کمتر از میکروکنترلر های AVR است . از لحاظ امکانات دیگر هم چنین ضعفی احساس میشود. اما برای کارهای ساده تر که پیچیدگی زیادی در آن نباشد به خاطر قیمت بسیار پایینی که این میکروکنترلر دارد بسیار مناسب است . قیمت همین مدل جدید AT89S5X حول و حوش 1000 تومان است که قیمت بسیار مناسبی است.
این میکرو کنترلر از زبان اسمبلی و C پشتیبانی میکند که زبان برنامه نویسی اصلی آن اسمبلی است که واقعا نوشتن با این زبان برنامه نویسی نسبت به زبان های برنامه نویسی دیگر هم مشکل تر و هم طولانی تر است. در کل این میکروکنترلر امروزه دیگر توانای رقابت با AVR و PIC رو ندارد و امروزه رقابت اصلی بین این دو میکروکنترلر است.
2) میکروکنترلر PIC
واقعا میکروکنترلر خیلی قوی است که بر اساس بعضی آمار ها بیشترین کاربر را به خود اختصاص داده است البته متذکر شوم که در ایران این آمار به نفع AVR است. این میکروکنترلر ساخت شرکت میکرو چیپ است که PIC رو در مدل های خیلی زیادی با امکانات مختلف برای کارهای مختلف میسازد . این میکروکنترلر با مدل های مختلفPIC16XXX و PIC12XXXX که به جای X دوم از چپ به راست حروف C ,X,E,F قرار میگره که هر کدام مفهوم خاصی داره که چون بحث ما آموزش AVR است از روی اون سریع میگزریم X های بعدی هم اعدادی هستنند که نشان دهنده مدل های مختلف هستنند.
3)میکروکنترلر AVR
به میکروکنترلر AVR میرسیم که به نظر من و خیلی از دیگر بهترین میکروکنترلر موجود در بازار است البته خود من با 8051 و AVR بخصوص AVR خیلی کار کردم ولی تجربه ای با PIC ندارم و قضاوت من ممکنه یه طرفه باشه ولی این نظر بسیاری از کسانی است که با AVR کار کرده اند .به دلایلی.....
اول از همه سرعت این میکروکنترلر بسیار بالاست و به قولی دستوراتی که بهش داده میشه در یک سیکل کلاک انجام میده در صورتی که این سیکل کلاک برای 8051 باید تقسیم بر12شودو برای PIC باید تقسیم بر 4 بنابراین AVR سریعترین میکروکنترلر موجود در بازار است . AVR از زبان های برنامه نویسی سطح بالا یا به اصطلاح (HIGH LEVEL LANGUAGE) HLL پشتیبانی میکند که باعث تولید کدهای بیشتری میشود که در کل برنامه نوشته شده نسبت به برنامه هایی که برای 8051 و PIC نوشته میشود کوتاهتر است. امکانات جانبی این میکروکنترلر بسیار مناسب است و شما را از خرید بعضی لوازم جانبی مانند چیپ های آنالوگ به دیجیتال (ADC) , مقایسه گر آنالوگ و... راحت میکند .در ضمن AVR از بسیاری از استاندارد های ارتباطی مانند SPI,UART,12C,JTAG پشتیبانی میکند که به راحتی میتوان این میکروکنترلر را با میکروکنترلر دیگر یا و سایل دیگر وصل کرد و با وسایل دیگر به راحتی ارتباط برقرار کند. قیمت این میکروکنترلر هم به نسبت امکانات فراوانی که داره بسیار پایین است به طوری که یک میکروکنترلر AVR تقریبا پیشرفته رو با قیمت حول و حوش 3 تا 4 هزار تومان می شه خرید .
همه چيز درباره فيبر نوري
فيبر نوری يکی از محيط های انتقال داده با سرعت بالا است . امروزه از فيبر نوری در موارد متفاوتی نظير: شبکه های تلفن شهری و بين شهری ، شبکه های کامپيوتری و اينترنت استفاده بعمل می آيد. فيبرنوری رشته ای از تارهای شيشه ای بوده که هر يک از تارها دارای ضخامتی معادل تار موی انسان را داشته و از آنان برای انتقال اطلاعات در مسافت های طولانی استفاده می شود.
مبانی فيبر نوری
فيبر نوری ، رشته ای از تارهای بسيار نازک شيشه ای بوده که قطر هر يک از تارها نظير قطر يک تار موی انسان است . تارهای فوق در کلاف هائی سازماندهی و کابل های نوری را بوجود می آورند. از فيبر نوری بمنظور ارسال سيگنال های نوری در مسافت های طولانی استفاده می شود.
يک فيبر نوری از سه بخش متفاوت تشکيل شده است :
· هسته (
· روکش (Cladding) . بخش خارجی فيبر بوده که دورتادور هسته را احاطه کرده و باعث برگشت نورمنعکس شده به هسته می گردد.
· بافر رويه (Buffer Coating) . روکش پلاستيکی که باعث حفاظت فيبر در مقابل رطوبت و ساير موارد آسيب پذير ، است .
صدها و هزاران نمونه از رشته های نوری فوق در دسته هائی سازماندهی شده و کابل های نوری را بوجود می آورند. هر يک از کلاف های فيبر نوری توسط يک روکش هائی با نام Jacket محافظت می گردند.
فيبر های نوری در دو گروه عمده ارائه می گردند:
· فيبرهای تک حالته (Single-Mode) . بمنظور ارسال يک سيگنال در هر فيبر استفاده می شود( نظير : تلفن )
· فيبرهای چندحالته (Multi-Mode) . بمنظور ارسال چندين سيگنال در يک فيبر استفاده می شود( نظير : شبکه های کامپيوتری)
فيبرهای تک حالته دارای يک هسته کوچک ( تقريبا" 9 ميکرون قطر ) بوده و قادر به ارسال نور ليزری مادون قرمز ( طول موج از 1300 تا 1550 نانومتر) می باشند. فيبرهای چند حالته دارای هسته بزرگتر ( تقريبا" 5 / 62 ميکرون قطر ) و قادر به ارسال نورمادون قرمز از طريق LED می باشند.
ارسال نور در فيبر نوری
فرض کنيد ، قصد داشته باشيم با استفاده از يک چراغ قوه يک راهروی بزرگ و مستقيم را روشن نمائيم . همزمان با روشن نمودن چراغ قوه ، نور مربوطه در طول مسير مسفقيم راهرو تابانده شده و آن را روشن خواهد کرد. با توجه به عدم وجود خم و يا پيچ در راهرو در رابطه با تابش نور چراغ قوه مشکلی وجود نداشته و چراغ قوه می تواند ( با توجه به نوع آن ) محدوده مورد نظر را روشن کرد. در صورتيکه راهروی فوق دارای خم و يا پيچ باشد ، با چه مشکلی برخورد خواهيم کرد؟ در اين حالت می توان از يک آيينه در محل پيچ راهرو استفاده تا باعث انعکاس نور از زاويه مربوطه گردد.در صورتيکه راهروی فوق دارای پيچ های زيادی باشد ، چه کار بايست کرد؟ در چنين حالتی در تمام طول مسير ديوار راهروی مورد نظر ، می بايست از آيينه استفاده کرد. بدين ترتيب نور تابانده شده توسط چراغ قوه (با يک زاويه خاص) از نقطه ای به نقطه ای ديگر حرکت کرده ( جهش کرده و طول مسير راهرو را طی خواهد کرد). عمليات فوق مشابه آنچيزی است که در فيبر نوری انجام می گيرد.
نور، در کابل فيبر نوری از طريق هسته (نظير راهروی مثال ارائه شده ) و توسط جهش های پيوسته با توجه به سطح آبکاری شده ( Cladding) ( مشابه ديوارهای شيشه ای مثال ارائه شده ) حرکت می کند.( مجموع انعکاس داخلی ) . با توجه به اينکه سطح آبکاری شده ، قادر به جذب نور موجود در هسته نمی باشد ، نور قادر به حرکت در مسافت های طولانی می باشد. برخی از سيگنا ل های نوری بدليل عدم خلوص شيشه موجود ، ممکن است دچار نوعی تضعيف در طول هسته گردند. ميزان تضعيف سيگنال نوری به درجه خلوص شيشه و طول موج نور انتقالی دارد. ( مثلا" موج با طول 850 نانومتر بين 60 تا 75 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1300 نانومتر بين 50 تا 60 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1550 نانومتر بيش از 50 درصد در هر کيلومتر)
سيستم رله فيبر نوری
بمنظور آگاهی از نحوه استفاده فيبر نوری در سيستم های مخابراتی ، مثالی را دنبال خواهيم کرد که مربوط به يک فيلم سينمائی و يا مستند در رابطه با جنگ جهانی دوم است . در فيلم فوق دو ناوگان دريائی که بر روی سطح دريا در حال حرکت می باشند ، نياز به برقراری ارتباط با يکديگر در يک وضعيت کاملا" بحرانی و توفانی را دارند. يکی از ناوها قصد ارسال پيام برای ناو ديگر را دارد.کاپيتان ناو فوق پيامی برای يک ملوان که بر روی عرشه کشتی مستقر است ، ارسال می دارد. ملوان فوق پيام دريافتی را به مجموعه ای از کدهای مورس ( نقطه و فاصله ) ترجمه می نمايد. در ادامه ملوان مورد نظر با استفاده از يک نورافکن اقدام به ارسال پيام برای ناو ديگر می نمايد. يک ملوان بر روی عرشه کشتی دوم ، کدهای مورس ارسالی را مشاهده می نمايد. در ادامه ملوان فوق کدهای فوق را به يک زبان خاص ( مثلا" انگليسی ) تبديل و آنها را برای کاپيتان ناو ارسال می دارد. فرض کنيد فاصله دو ناو فوق از يکديگر بسار زياد ( هزاران مايل ) بوده و بمنظور برقرای ارتباط بين آنها از يک سيتستم مخابراتی مبتنی بر فيبر نوری استفاده گردد.
سيتستم رله فيبر نوری از عناصر زير تشکيل شده است :
· فرستنده . مسئول توليد و رمزنگاری سيگنال های نوری است .
· فيبر نوری مديريت سيکنال های نوری در يک مسافت را برعهده می گيرد.
· بازياب نوری . بمنظور تقويت سيگنا ل های نوری در مسافت های طولانی استفاده می گردد.
· دريافت کننده نوری . سيگنا ل های نوری را دريافت و رمزگشائی می نمايد.
در ادامه به بررسی هر يک از عناصر فوق خواهيم پرداخت .
فرستنده
وظيفه فرستنده، مشابه نقش ملوان بر روی عرشه کشتی ناو فرستنده پيام است . فرستنده سيگنال های نوری را دريافت و دستگاه نوری را بمنظور روشن و خاموش شدن در يک دنباله مناسب ( حرکت منسجم ) هدايت می نمايد. فرستنده ، از لحاظ فيزيکی در مجاورت فيبر نوری قرار داشته و ممکن است دارای يک لنز بمنظور تمرکز نور در فيبر باشد. ليزرها دارای توان بمراتب بيشتری نسبت به LED می باشند. قيمت آنها نيز در مقايسه با LED بمراتب بيشتر است . متداولترين طول موج سيگنا ل های نوری ، 850 نانومتر ، 1300 نانومتر و 1550 نانومتر است .
بازياب ( تقويت کننده ) نوری
همانگونه که قبلا" اشاره گرديد ، برخی از سيگنال ها در موارديکه مسافت ارسال اطلاعات طولانی بوده ( بيش از يک کيلومتر ) و يا از مواد خالص برای تهيه فيبر نوری ( شيشه ) استفاده نشده باشد ، تضعيف و از بين خواهند رفت . در چنين مواردی و بمنظور تقويت ( بالا بردن ) سيگنا ل های نوری تضعيف شده از يک يا چندين " تقويت کننده نوری " استفاده می گردد. تقويت کننده نوری از فيبرهای نوری متععدد بهمراه يک روکش خاص (doping) تشکيل می گردند. بخش دوپينگ با استفاده از يک ليزر پمپ می گردد . زمانيکه سيگنال تضعيف شده به روکش دوپينگی می رسد ، انرژی ماحصل از ليزر باعث می گردد که مولکول های دوپينگ شده، به ليزر تبديل می گردند. مولکول های دوپينگ شده در ادامه باعث انعکاس يک سيگنال نوری جديد و قويتر با همان خصايص سيگنال ورودی تضعيف شده ، خواهند بود.( تقويت کننده ليزری)
دريافت کننده نوری
وظيفه دريافت کننده ، مشابه نقش ملوان بر روی عرشه کشتی ناو دريافت کننده پيام است. دستگاه فوق سيگنال های ديجيتالی نوری را اخذ و پس از رمزگشائی ، سيگنا ل های الکتريکی را برای ساير استفاده کنندگان ( کامپيوتر ، تلفن و ... ) ارسال می نمايد. دريافت کننده بمنظور تشخيص نور از يک "فتوسل" و يا "فتوديود" استفاده می کند.
مزايای فيبر نوری
فيبر نوری در مقايسه با سيم های های مسی دارای مزايای زير است :
· ارزانتر. هزينه چندين کيلومتر کابل نوری نسبت به سيم های مسی کمتر است .
· نازک تر. قطر فيبرهای نوری بمراتب کمتر از سيم های مسی است .
· ظرفيت بالا. پهنای باند فيبر نوری بمنظور ارسال اطلاعات بمراتب بيشتر از سيم مسی است .
· تضعيف ناچيز. تضعيف سيگنال در فيبر نوری بمراتب کمتر از سيم مسی است .
· سيگنال های نوری . برخلاف سيگنال های الکتريکی در يک سيم مسی ، سيگنا ل ها ی نوری در يک فيبر تاثيری بر فيبر ديگر نخواهند داشت .
· مصرف برق پايين . با توجه به سيگنال ها در فيبر نوری کمتر ضعيف می گردند ، بنابراين می توان از فرستنده هائی با ميزان برق مصرفی پايين نسبت به فرستنده های الکتريکی که از ولتاژ بالائی استفاده می نمايند ، استفاده کرد.
· سيگنال های ديجيتال . فيبر نور ی مناسب بمنظور انتقال اطلاعات ديجيتالی است .
· غير اشتعال زا . با توجه به عدم وجود الکتريسيته ، امکان بروز آتش سوزی وجود نخواهد داشت .
· سبک وزن . وزن يک کابل فيبر نوری بمراتب کمتر از کابل مسی (قابل مقايسه) است.
· انعطاف پذير . با توجه به انعظاف پذيری فيبر نوری و قابليت ارسال و دريافت نور از آنان، در موارد متفاوت نظير دوربين های ديجيتال با موارد کاربردی خاص مانند : عکس برداری پزشکی ، لوله کشی و ...استفاده می گردد.
با توجه به مزايای فراوان فيبر نوری ، امروزه از اين نوع کابل ها در موارد متفاوتی استفاده می شود. اکثر شبکه های کامپيوتری و يا مخابرات ازراه دور در مقياس وسيعی از فيبر نوری استفاده می نمايند
قلب تلفن همراه
امروزه ميلياردها نفر در اين کره خاکي از تلفن همراه استفاده مي کنند و براحتي مي توانند از هر جايي که هستند با هر جاي دنيا که دلشان بخواهد تماس بگيرند و اين را مديون فناوري ارتباطات سيار هستند ؛ اما هيچ فکر کرده ايد تلفن همراه يعني وسيله اي که بتازگي همه گير شده است و در جيب بيشتر مردم يافت مي شود چگونه کار مي کند
تلفنهاي همراه امروزي ، قابليت هاي باورنکردني دارند و بسيار پيشرفته اند. اما براي آن که بفهميم يک تلفن همراه يا يک تلفن سلولار چگونه کار مي کند، بايد کمي به عقب برگرديم. همان گونه که مي دانيد، تلفن در سال 1876از سوي الکساندر گراهام بل اختراع شد. اولين بار در دهه 1880هم نيکلاي تسلا قضيه ارتباطات بي سيم را مطرح کرد.
جالب است بدانيد تلفنهاي همراه امروزي چيزي جز ادغام اين دو فناوري نيست. شايد باورش کمي مشکل باشد، ولي درواقع تلفن همراه يک نوع راديوست و درست است که کارکرد آن بسيار پيچيده به نظر مي رسد، اما به هر حال طرز کار آن ، بسيار شبيه راديواست.
سالها پيش از اختراع تلفن همراه مردم نياز به تلفن متحرک را احساس مي کردند. از اين رو تلفنهاي راديويي موجود در خودروها ساخته شدند. در اين محدوده ، دارندگان تلفنهاي راديويي مي توانستند با يکديگر ارتباط برقرار کنند ؛ ا لبته محدوديت تعداد کانالها باعث مي شد تعداد بسيار کمي از مردم از اين فناوري استفاده کنند. اما در فناوري سلولار، يک شهر به سلولهاي کوچکي تقسيم مي شود و به اين ترتيب ، سطح وسيعي از شهر و اطراف آن را پوشش مي دهد. سلولها معمولا به شکل 6 ضلعي هستند و مثل لانه زنبور کنار هم چيده شده اند. هر گوشي تلفن همراه از طريق امواج راديويي با ايستگاه هاي اصلي خود ارتباط دارد. اين ايستگاه هاي راديويي ثابت به وسيله يک مرکز کنترل به نام BSS اداره مي شوند که وظيفه اش کنترل و اداره کانال هاي راديويي و برقراري ارتباط است.
در شبکه راديويي ، هر تلفن همراه در هر لحظه بايد بتواند محل خود را اعلام کند و به محض جابه جايي و رفتن به يک سلول ديگر مرکز را مطلع کند. ايستگاه راديويي ثابت (BTS)که در اصطلاح عام آنتن گفته مي شود نيز در واقع کوچکترين واحد سرويس دهي در شبکه راديويي است. هر BTS محدوده معيني را پوشش مي دهد و گوشي هاي ما از طريق آنها مي توانند با شبکه ارتباط برقرار کنند. وقتي شما تلفن همراهتان را روشن مي کنيد، تلفن مي کوشد يک سيگنال از مرکز کنترل بشنود. اگر گوشي تلفن نتواند هيچ سيگنالي از کانال کنترلي بشنود، يعني در دسترس نيست ؛ اما اگر خوش شانس باشيد و گوشي شما سيگنالي دريافت کند، بلافاصله يک درخواست ثبت نام براي مرکز سوئيچينگ (MTSO)مي فرستد.
اين مرکز اطلاعات گوشي مربوط را در بانک اطلاعاتي خودش ثبت مي کند، يعني از اين به بعد مي داند که شما در کدام سلول قرار داريد. حال فرض کنيد فردي با شما تماس مي گيرد، MTSO از اين درخواست برقراري ارتباط مطلع مي شود و به بانک اطلاعاتي خودش رجوع مي کند تا سلول شما را بيابد. وقتي شما را پيدا کرد تلفن همراه تان زنگ مي خورد، حال فرکانسي را که شما مي توانيد از آن استفاده کنيد اعلام مي کند و به اين ترتيب ارتباط برقرار مي شود. در واقع گوشي هاي شما مثل 2راديو دو طرفه کار مي کند و شما مي توانيد با هم حرف بزنيد. حال فرض کنيد در خودرو نشسته ايد و در حال صحبت با تلفن همراه هستيد. در حين حرکت از محدوده سلول خود خارج و به سلول ديگري مي رويد، MTSO بايد بتواند اين سوئيچ را طوري انجام دهد که ارتباط همچنان باقي بماند، اگر اين کار به درستي انجام نگيرد، ارتباط قطع مي شود. تلفن همراه برد و مدار شگفت انگيزي دارد که درواقع مغز گوشي است ، آنتن ، صفحه نمايش کريستال مايع ، صفحه کليد، ميکروفن ، اسپيکر، باتري و حافظه. روي بورد چند تراشه رايانه اي وجود دارد که کار آنها تبديل سيگنال هاي آنالوگ به ديجيتال و بعکس است. در واقع صداي شما را به ديجيتال تبديل و ارسال مي کند و صداي طرف مقابل را که به صورت ديجيتال دريافت کرده است ، به آنالوگ تبديل مي کند تا شما بتوانيد بشنويد. سيمکارت هم از اجزاي اصلي يک گوشي است که روي بورد قرار مي گيرد. در واقع يک کارت هوشمند از جنس حافظه سريع است که اطلاعاتي چون کد SLD، دفترچه شماره تلفنها و... در آن ضبط مي شود.
کارشناسان تجاری برآورد کردهاند که فروش گوشیهای موبایل در سال گذشته از یک میلیارد تجاوز کرده است ، فروشندگان موبایل توانستهاند در یک چهارم پایانی سال 294.9 میلیون موبایل به فروش برسانند که 20 درصد بیشتر از سال گذشته بوده است و به لین ترتسی تعداد کل موبایلهای فروخته شده از 832.8 میلیون موبایل در سال 2005 به عدد باورنکردنی 1.02 میلیارد رسیده است.
کشورهای واقع در آسیا ، اروپای مرکزی و شرقی ، خاورمیانه ، آفریقا و آمریکای لاتین در مقایسه با کشورهای آمریکای شمالی و اروپای غربی و ژاپن ، عطش بیشتری برای خرید موبایل داشتند.
اگر شوهر آدم برنامهنويس باشه
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
فرض کنید شما روی سطح سیاره ای ایستاده اید و سنگی را به هوا می اندازید اگر اونو به اندازه ی کافی با شدت به بالا پرتاب نکنید اون سنگ به اندازه کمی بالا می رود اما بعد از مدتی به علت شتاب جاذبه زمین اون سنگ شروع به سقوط می کنه اگر شما به اندازه ی کافی اون سنگ رو محکم به هوا پرتاب کنید شما می توانید اون رو از دام جاذبه ی اون سیاه خارج کنید و اون تا ابد در حال اوج گیری نسبت به اون سیاره به حرکت خود ادامه می دهد به سرعتی که شما لازم دارید تا سنگ از جاذبه ی اون سیاره فرار کند '''' سرعت گریز '''' گفته می شود همان طور که حدس زده می شود سرعت گریز به جرم سیاره بستگی داره اگر سیاره به اندازه ی کافی جرم زیاد داشته باشد قاعدتا سرعت گریز بیشتری را طلب می کند البته این تنها عامل سرعت گریز نیست بلکه فاصله ما تا مرکز سیاره هم شرط دیگری است که بر سرعت گریز تاثیر می گذارد رابطه ی فاصله با سرعت گریز رابطه ی عکس است برای مثال سرعت گریز از سطح سیاره ی زمین 11/2 کیلومتر بر ثانیه است یا 25000 مایل بر ساعت در صورتی که سرعت گریز از سطح ماه فقط 2/4 کیلومتر بر ثانیه است یا 5300 مایل بر ساعت (برای تبدیل این سرعت ها از سیستمی که در پایین صفحه قرار دارد می توانید استفاده کنید)
حال تصور کنید که جسمی با جرمی فوق العاده زیاد و شعاع فوق العاده کم داریم که سرعت گریز از سطح آن به اندازه ی سرعت نور است
برای یادآوری عرض کنم که سرعت گریز را از رابطه ی زیر محاسبه می گردد : V^2=MG/R
که در آن V سرعت گریز از مرکز ، M جرم سیاره ، G ثابت گرانش و R فاصله ما تا مرکز سیاره است که اگر ما روی سطح آن قرار گرفته باشیم برابر با شعاع آن سیاره خواهد شد.
شروع اولیه ی مطالعه ی چگالی شدید سیاه چاله ها در سده ی 18 شروع شد ، تقریبا به فاصله ی کمی از انتشار نظریه ی نسبیت اینشتین کارل شوارتسشیلد موفق به حل معادله ای شد که در مورد یک شی بحث می کرد بعد ها اشخاصی مانند اپنهایمر ، ولکف و اشنایدر در سال 1930 متوجه وجود شی ای به نام سیاه چاله در جهان شدند (البته واژه ی سیاه چاله در سال 1969 توسط دانشمندی به نام جان آرچیبالد ویلر ابداع شد) این دانشمندان نشان دادند که وقتی ستارگان پر جرم سوخت خود را به طور کامل از دست می دهند نمی توانند خود را تحمل کنند و نیروی جاذبه خودشان بر خودشان غلبه می کند و آنها را به اصطلاح رمبیده می کند به درون خود.
در جهان نسبیت گرانش خود را در لباس خمش فضا و زمان نشان می دهد . اجرام پر جرم فضا زمان را خمیده می کنند ، به این دلیل است که هندسه نمی تواند آن را توصیف کند در کنار سیاه چاله خمش فضا بسیار شدید است و به همین دلیل خصوصیتهای سیاه چاله عجیب به نظر می رسد
سیاه چاله ها دارای خصوصیتی به نام افق رویداد است این افق رویداد سطحی کروی شکل است که از آن به مرز سیاه چاله ها نام برده می شود شما می توانید داخل آن شوید اما نمی توانید از آن خارج شوید در واقع به محض آنکه شما وارد آن شوید شما محکوم شده اید که به سمت مرکز تکینگی که در مرکز سیاه چاله واقع شده است کشیده شوید .
شما می توانید فکر کنید که افق رویداد مکانی است که سرعت گریز از آن برابر با سرعت نور است قاعدتا خارج است افق رویداد سرعت گریز کمتر از سرعت نور است
برای یک رصدگر وقتی که به افق رویداد نگاهی می اندازیم البته نه با امکانات رصد چشمی بلکه رادیویی و ... افق رویداد را سطحی کاملا کروی ثابت خواهیم یافت ولی اگر به آن کمی نزدیک تر شویم متوجه تندی آن می شویم در واقع اون دارد با سرعت نور حرکت می کند پس ما برای اینکه بتوانیم از سیاهچاله فرار کنیم باید سرعتی مافوق نور داشته باشیم .
هنگامی که به افق وارد شوید مختصات وضعیت فاصله شما از مرکز به طور شتابداری کم می شود ولی در عوض به خاطر هندسه ی منحصر به فرد سیاه چاله ها مختصات زمان شما به طور شتابدار به سمت جلو می رود به طوری که شما فلواقع در آینده به سر خواهید برد .
اندازه ی سیاه چاله ها چقدر است ؟
برای این سوال 2 جواب وجود دارد یکی اینکه ما از دیدگاه جرم به سوال بنگریم پس بهتر است بپرسیم که جرم سیاه چاله ها چه اندازه است ؟ یا اینکه از لحاظ اشغال فضا یا همان حجم سیاه چاله ها را بررسی کنیم پس در آن صورت بهتر است بپرسیم که حجم سیاه چاله ها چه اندازه است ...
پس بیایید ابتدا در مورد جرم آنها بحث صحبت کنیم .
به طور کلی هیچ حدی برای بزرگی جرم یا کوچکی جرم یک سیاه چاله نداریم و نمی توان گفت فلان سیاه چاله پر جرم ترین یا آن یکی کم جرم ترین آنهاست .
ابتدا ما باید بدانیم که چقدر جرم لازم است تا چگالی به آن زیادی را ایجاد کند حال ما
می دانیم که سیاه چاله ها سرنوشت ستارگان پر جرمی بوده اند و همچنین ما انتظار داریم وزن سیاه چاله ها بیشتر از وزن ستارگان پر جرم باشد به طور استاندارد سیاهچاله 10 برابر جرم خورشید جرم دارد یا به طور تقریبی همچنین ستاره شناسان حدس می زنند که سیاه چاله های پر جرمی در وسط کهکشان ها وجود داشته باشند که جرم آنها چیزی در حدود یعنی یک میلیون برابر جرم خورشید .
دومین برداشت ما از سوال مربوط به حجم اشغالی سیاه چاله در فضا بود ، در واقع شعاع شوارتسشیلد (منظور همان شعاع کره ی افق رویداد است) و جرم یک سیاه چاله در تناسب نسبت به هم قرار دارند اگر جرم سیاه چاله ای 10 برابر سیاه چاله ی دیگر باشد شعاع شوارتسشیلد آن هم 10 برابر آن یکی است برای مثال اگر جرم سیاه چاله ای به اندازه ی جرم خورشید باشد شعاع شوارتسشیلد آن 3 کیلومتر خواهد بود یا به ترتیب سیاه چاله هایی که 10 برابر و 1 میلیون برابر جرم منظومه ما جرم دارند(سیاه چاله ی واقع در مرکز کهکشان ما) دارای شعاع 30 کیلومتر و 3 میلیون کیلومتر هستند . 3 میلیون کیلومتر شعاع به نظر ما بسیار زیاد می آید ولی در واقع در مقابل استاندارد های موجود شعاع زیاد بزرگی هم محسوب نمی شود برای مثال خورشید ما دارای شعاع 700000 کیلومتر است و سیاه چاله های پر جرم تر شعاعی به اندازه ی 4 برابر شعاع خورشید دارند .
گستره وسیع تجهیزات و فناوری های ارتباطات سیار برای بسیاری از کاربران در سراسر دنیا معانی متفاتی دارد با این حال استفاده از فناوری SMS برای بسیاری از مردم، فناوری مشترک و آشناست که به واسطه هزینه پایین استفاده و همچنین سرعت بالای آن، مورد اقبال جهانی قرار گرفته است. به زعم کارشناسان SMS در دنیای فناوری ارتباطاتی در سال هایی که زمان نسبتا طولانی نیاز بود تا شبکه های سیار گسترش یافته و از هزینه های کاذب آنها کاسته شود، نقش کلیدی و البته کم هزینه ای را ایفا می کرد.
از زمان آغاز قرن حاضر، فناوری ارسال متون نوشتاری رشد قابل توجهی را تجربه کرده است و آمار و ارقام منتشر شده در روزهایی همچون آغاز سال نوی مسیحی به خوبی این رشد خیره کننده را نشان داد. آمارهای ثبت شده در روز جشن آغاز سال نوی مسیحی در سال ۲۰۰۷ نشان می دهند که ۳۳ میلیارد SMS در سراسر جهان ارسال شد که این رقم ۳۰ درصد نسبت به آمار سال گذشته بیشتر بوده است!
این ارقام که گویای تداوم رشد چشمگیر فناوری SMS در زندگی میلیاردها انسان است، نشان می دهد که تنها گروه سنی جوان دنیا نیستند که از این فناوری به ظاهر جوان پسند استفاده می کنند. در حقیقت SMS مرزهای سنی را شکسته به فناوری عمومی و شاید حیاتی برای بسیاری از کاربران تبدیل شده است.
در حال حاضر بالغ بر ۲ میلیارد استفاده کننده فعال از SMS در سراسر جهان وجود دارند و از این رو می توان به جرات گفت که این فناوری بزرگترین جامعه ارتباطاتی جهان را پدید آورده است، حال تصور کنید که همزمان با توسعه فناوری طراحی و تولید انبوه تلفن های همراه جدید در سراسر جهان، آینده درخشان SMS، درخشان تر از گذشته خواهد بود!
در سراسر جهان، رشد بی سابقه بازارهای انتقال پیام به شیوه های مختلف با شمار جدید و البته عظیم کاربران جدید SMS ترکیب شده و نتیجه آن انتقال حجم غیرقابل پیش بینی پیام از سراسر جهان بوده است.
بر اساس گزارش گیز مگ،Henk de Boer مشاور ارشد رئیس شرکت ارتباطاتی LogicaCMG است. این شرکت از جمله پیشروهای حرفه ای در زمینه فناوری SMS محسوب شده و در ۱۳۵ کشور جهان دارای بیش از یک میلیارد مشترک این فناوری است. وی آینده روشنی را برای SMS ترسیم می کند و حتی انتظار دارد که رشد این فناوری در آینده نزدیک دو رقمی شود. وی می گوید: مشترکان مطمئن باشند که استفاده از SMS برای آنها در لحظات مهم و حساس کارگشاست و در سریعترین زمان ممکن پیام هایشان به دوستان و شرکای تجاری ارسال خواهد شد.
تفاوتشون اززمین تا آسمونه
اما در کل اين پايداري لينوکس هست که از ويندوز برترش مي کنه
ويندوز فقط در انحصار ماکروسافت هست
درسته که همه سعي خودش رو مي کنه که چيزي کم نذاره واسه سيستم عاملش اما هنوز خيلي چيز ها کم داره که جز خودش کسي نمي تونه براش بنويسه
مورد بعدي قيمت خيلي بالاي سيستم عامل هاي سرور ماکروسافت هست
در حالي که لينوکس اگر بعضي از سروي سهاش هم پولي باشن هزينه هاش زياد نيست
اما مهمترين اشکالي که نه لينوکس بلکه ما داريم اين هست که به قول لينوکس کار ها تنبل شديم و به ويندوز عادت کردم وگرنه اگر مي تونيد در استفاده از لينوکس ترديد نکنيد
شبکه تحت لينوکس نگاهش به ويندوز ميارزه
ويندوز خودش به خودش قفل مي کنه اما کمتر کسي ديده لينوکس قفل کنه
__________________
2)اما بعضي جاها لينوکس خيلي بهتر مي تونه خودش رو با سخت افزار مچ کنه تا ويندوز
اين موقع هست که ويندوز روي يک سيستم مشکل پيدا مي کنه اما لينوکس جواب ميده
يکي از برتريهاي ديگه لينوکس هم براي کامل تر کردن مسج قبليم اين هست که لينوکس سورس آزاد هست و اگر من برنامه نويس خوبي باشم و ببينم که مثلا لينوکس نمي تونه با کارت شبکه من خوب مچ شه خودم برنامه اون رو دستکاري مي کنم و کاملا سازار با سخت افزارهاي خودم مي کنم
--------------------------------------
3)واسه سرويس اينترنت لينوکس حرف نداره
واسه وب سرور هم همينطور
پس از خواندن این مطلب دیگر هرگز فلاپی های معیوب خود را دور نمی اندازید و اطمینان داشته باشید که صد در صد نتیجه خواهید گرفت ! فلاپی دیسک یکی از رسانه های ذخیره سازی اطلاعات باشند که همه ما استفاده های زیادی از آن می کنیم ولی از جمله معایب آن به جز حجم پایین آن آسیب پذیری شدید فلاپی دیسک می باشد .به طوری که یک فلاپی دیسک ممکن است پس از چند بار استفاده دیگر قابل فرمت شدن نباشد . حال چاره چیست ? و چگونه می توان فلاپی دیسک را مجددا باز سازی کرد ؟ ما راهی برای حل این مشکل یافته ایم و به خوبی هم نتیجه گرفته ایم. تنها عیب آن اینست که شما به سیستم عامل لینوکس نیاز دارید . در کل توصیه میشود کمی از وقت خود را جهت یادگیری آن اختصاص دهید . در سیستم عامل لینوکس در قسمت فلاپی فورمتر آن شما می توانید فلاپی هایی را که حتی در سیستم عامل ویندوز فرمت نمی شوند را به سادگی فرمت نمایید . به همین راحتی ! این نکته تکنیکی ساده وآسان راهی قابل اطمینان برای باز سازی و تعمیر فلاپی دیسک و در نهایت کاهش هزینه هاست
چرخه سوخت هسته ای چیست؟
اورانیومی که از زمین استخراج می شود، بلافاصله قابل استفاده در نیروگاههای تولید انرژی نیست. برای آنکه بتوان بیشترین بازده را از اورانیوم به دست آورد، فرآیندهای مختلفی روی سنگ معدن اورانیوم صورت می گیرد تا غلظت ایزوتوپ u-235 که قابل شکافت است، افزایش یابد.
چرخه سوخت اورانیوم نسبت به سوخت های رایج دیگر، از جمله ذغال سنگ، نفت و گاز طبیعی، به مراتب پیچیده تر و متمایزتر است. چرخه سوخت اورانیوم را چرخه سوخت هسته ای نیز می گویند. چرخه سوخت هسته ای از دو بخش انتهای جلویی و انتهای عقبی ( front end , Back end ) تشکیل شده است. انتهای جلویی چرخه، مراحلی است که منجر به آماده سازی اورانیوم به عنوان سوخت رآکتور هسته ای می شود و شامل استخراج از معدن، آسیاب کردن، تبدیل، غنی سازی و تولید سوخت است.
هنگامی که اورانیوم به عنوان سوخت مصرف شد و انرژی از آن به دست می آمد، انتهای عقبی چرخه آغاز می شود تا ضایعات هسته ای به انسان و محیط زیست آسیبی نرسانند. این بخش عقبی شامل انبار داری موقتی، بازفرآوری کردن انبار نهایی است.
اکتشاف و استخراج
ذخایر طبیعی اورانیوم، سنگ معدن اورانیوم است که براساس مقدار قابل استحصال از معدن محاسبه می شود. با تکنیک ها و روش های زمین شناسی، معدن اورانیوم شناسایی می شود و نمونه هایی از سنگ معدن به آزمایشگاه فرستاده می شود. در آنجا، محلولی از سنگ معدن تهیه می کنند و اورانیوم ته نشین شده را مورد بررسی قرار می دهند تا بفهمند چه مقدار اورانیوم را می توان از آن معدن استخراج کرد و چقدر هزینه می برد.
اورانیوم موجود در طبیعت معمولاً از دو ایزوتوپ u-235 و u-238 تشکیل می شود که فراوانی آنها به ترتیب 71/0 درصد و 28/99 درصد است.
هنگامی که معدن شناسایی شد، به سه روش می توان اورانیوم را استخراج کرد: استخراج از سطح زمین، استخراج ازمعادن زیرزمینی و تصفیه در معدن. دو روش نخست همانند دیگر روش های استخراج فلزات هستند، ولی در روش سوم که در ایالات متحده استفاده می شود، سنگ معدن در خود معدن تصفیه می شود و اورانیوم بدست می آید. سنگ معدن اورانیوم معمولا از اکسید اورانیوم (u3o8) تشکیل شده است و غلظت آن در سنگ معدن بین 05/0 تا 3/0 درصد تغییر می کند.
البته این تنها منبع اورانیوم نیست. اورانیوم در برخی معادن فسفات با منشأ دریایی نیز وجود دارد که البته فراوانی بسیار کمی دارد، به طوری که حداکثر به 200 ذره در میلیون ذره می رسد. از آنجایی که این معادن
فسفات مقادیر انبوهی تولید دارند، می توان اورانیوم را با قیمت معولی استحصال کرد.
آسیاب کردن
پس از استخراج سنگ معدن، تکه سنگ ها به آسیاب فرستاده می شود تا خوب خرد شده، خرده سنگ هایی که با ابعاد یکسان تولید شود. اورانیوم توسط اسید سولفوریک از دیگر اتم ها جدا می شود، محلول غنی شده از اورانیوم تصفیه می شود و خشک می شود. محصول به دست آمده، کنستانتره جامد اورانیوم است که کیک زرد نامیده می شود.
تبدیل
کیک زرد جامد است، ولی مرحله بعد ( غنی سازی ) از تکنولوژی بخصوصی بهره می برد که نیازمند حالت گازی است. بنابراین کنستانتره اکسید اورانیوم جامد طی فرآیندی شیمیایی به هگزافلورایداورانیوم ( UF6 ) تبديل می شود. UF6 در دمای اتاق جامد است، ولی در دمایی نه چندان بالا به گاز تبدیل می شود.
غنی سازی
برای ادامه یک واکنش زنجیره هسته ای در قلب یک رآکتور آب سبک، غلظت طبیعی اورانیوم 235 بسیار اندک است. برای آنکه UF6 به دست آمده در مرحله تبدیل، به عنوان سوخت هسته ای مورد استفاده قرار گیرد، باید ایزوتوپ قابل شکافت آن را غنی کرد. البته سطح غنی سازی بسته به کاربرد سوخت هسته ای متفاوت است. برای یک رآکتور آب سبک، سوختی با 5 درصد اورانیوم 235 مورد نیاز است؛ در حالی که در یک بمب اتمی، سوخت هسته ای باید حداقل 90 درصد غنی شده باشد.
غنی سازی با استفاده از یک یا چند روش جداسازی ایزوتوپ های سنگین و سبک صورت می گیرد. در حال حاضر، دو روش رایج برای غنی سازی اورانیوم وجود دارد که عبارتند از انتشار گاز و سنتریفوژ گاز.
در روش انتشار گازی ( ديفیوژن )، گاز طبیعی UF6 با فشار بالا از یک سری سدهای انتشاری عبور می کند. این سدها که غشاهای نیمه تراوا هستند، اتمهای سبک تر را با سرعت بیشتری عبور می دهند، در نتیجه UF6235 سریع تر از UF6238 عبور می کند. با تکرار این فرآیند در مراحل مختلف گازی نهایی به دست می آید که غلظت u235 بیشتری دارد. مهم ترین عیب این روش این است که جداسازی ایزوتوپ های سبک در هر مرحله نرخ نسبتاً پایینی دارد، لذا برای رسیدن به سطح غنی سازی مطلوب باید این فرآیند را به دفعات زیادی تکرار کرد که این، خود نیازمند امکانات زیاد و مصرف بالای انرژی الکتریکی است و به دنبال آن هزینه عملیات نیز بسیار افزایش خواهد یافت.
در روش سانتریفور گاز، گاز UF6 طبیعی را به مخزن هایی استوایی تزریق می کنند و گاز را با سرعت بسیار زیادی می چرخانند. نیروی گریز از مرکز موجب می شود UF6235 که اندکی از UF6238 سبک تر است، از مولکول سنگین تر جدا شود.
این فرآیند در مجموعه ای از مخزن ها صورت می گیرد و در نهایت، اورانیوم با سطح غنی شده مطلوب به دست می آید. هر چند روش سنتریفوژ گازی نیازمند تجهیزات گرانقیمتی است، هزینه انرژی آن نسبت به روش قبلی کمتر است.
امروز فناوری های غنی سازی جدیدی نیز توسعه یافته است، که همگی بر پایه استفاده از لیزر پیشرفت کرده اند. این روش ها که روش جداسازی ایزوتوپ با لیزر بخار اتمی (AVLIS) و جداسازی ایزوتوپ با لیزر مولکولی (MLIS) نام دارند، می توانند مواد خام بیشتری رادر هر مرحله غنی کنند و سطح غنی سازی آنها نیز بالاتر است.
ساخت میله های سوخت
تولید میله سوخت، آخرین مرحله انتهای جلویی در چرخه سوخت هسته ای است. اورانیوم غنی شده که هنوز به شکل UF6 است، باید به پودر دی اکسید اورانیوم (UO2) تبدیل شود تا به عنوان سوخت هسته ای قابل استفاده باشد، پودر UO2 سپس فشرده می شود و به شکل قرص در می آید. قرص های در معرض حرارت با دمای بالا قرار می گیرند تا به قرص های سرامیکی تبدیل شوند. پس از طی چند فرآیند فیزیکی، قرص هایی سرامیکی با ابعاد یکسان حاصل می شود. حال، متناسب با طراحی رآکتور و نوع سوخت مورد نیاز، این قرص های کوچک را در دسته دسته کرده و در لوله ای بخصوص قرار می دهند. این لوله از آلیاژ بخصوصی ساخته شده است که در برابر خوردگی بسیار مقاوم است و در عین حال از رسانایی حرارتی بسیار بالایی برخوردار است. حال میله سوخت آماده شده است و برای استفاده در رآکتور به نیروگاه فرستاده می شود.
انتهای عقبی چرخه سوخت هسته ای: مدیریت زباله های هسته ای
در نیروگاه هسته ای هم مثل دیگر فعالیت های بشری، ضایعاتی تولید می شود که به دلیل حساسیت مضاعف زباله های رادیواکتیو، مدیریت زمان ضایعات باید تحت قوانین و محدودیت های خاصی صورت بگیرد.
در هر هشت مگاوات ساعت انرژی الکتریکی تولید شده در نیروگاه هسته ای، 30 گرم زباله رادیواکتیو به وجود می آید. برای تولید همین مقدار برق با استفاده از زغال سنگ پر کیفیت، هشت هزار کیلوگرم دی اکسید کربن تولید می شود که در دما و فشار جو، 3 استخر المپیک را پر می کند. می بینید حجم زباله های رادیواکتیو بسیار کمتر است، ولی خطر آنها به مراتب بیشتر است و مراقبت از آنها به مراتب بیشتر است و مراقبت از آنها ضرورتی تر و دشوارتر. زباله های رادیواکتیو براساس مقدار و نوع ماده رادیواکتیو به 3 گروه تقسیم می شوند:
الف- سطح پایین: لباس حفاظتی، لوازم، تجهیزات و فیلترهایی که حاوی مواد رادیواکتیو با عمر کوتاه هستند. این ها نیازی به پوشش حفاظتی ندارند و معمولاً فشرده شده یا آتش زده می شوند و در چاله های کم عمق دفن شده و انبار می شوند.
ب- سطح متوسط: رزین ها، پس مانده های شیمیایی، پوشش میله سوخت و مواد نیروگاههای برق هسته ای جزو زباله های سطح متوسط طبقه بندی می شوند. اینها عموما عمر کوتاهی دارند، ولی نیاز به پوشش محافظ دارند. این زباله ها را می توان درون بتون قرار داد و در مخزن زباله ها گذاشت.
ج- سطح بالا: همان سوخت مصرف شده راکتورها است و نیاز به پوشش حفاظتی و سردسازی دارند. مراحل مدیریت این ضایعات عبارتند از:
انبارداری موقتی
سوخت مصرف شده که از رآکتور خارج می شود، بسیار داغ و رادیواکتیو است و تشعشع و یونهای فراوانی را می تاباند. از این رو باید هم آن را سرد کرد و هم از تابیدن پرتوهای رادیواکتیو آن به محیط جلوگیری کرد. در کتار هر رآکتور، استخرهایی برای انبار کردن سوخت مصف شده وجود دارد. این استخرها، مخزن هایی بتونی مسلح به لایه های فولاد زنگ نزن هستند که 8 متر عمق دارند و پر از آب هستند. آب هم میله های سوخت مصرف شده را خنک می کند و هم به عنوان پوششی حفاظتی در برابر تابش رادیواکتیو عمل می کند. به مرور زمان، شدت گرما و تابش رادیواکتیو کاهش می یابد، به طوری که پس از چهل سال، به یک هزارم مقدار اولیه ( زمانی که از رآکتور خارج شده بود ) می رسد.
بازفرآوری انبارنهایی
3 درصد سوخت مصرف شده در یک رآکتور آب سبک را ضایعات بسیار خطرناک رادیواکتیو است. این مواد را می توان با روش های شیمیایی از یکدیگر جدا کرد و اگر شرایط اقتصادی و قوانین حقوقی اجازه دهد، می توان سوخت مصرف شده را برای تهیه سوخت هسته ای جدید بازیافت کرد.
کارخانه هایی در فرانسه و انگلستان وجود دارند که مرحله بازفرآوری سوخت نیروگاههای کشورهای اروپای و ژاپن را انجام می دهند. البته این کار در ایالات متحده ممنوع است.
رایج ترین شیوه بازفرآوری، purex نام دارد که مخفف عبارت جداسازی اورانیوم و پلوتونیوم است. ابتدا میله های سوختی را از یکدیگر جدا می کنند و در اسید نیتریک حل می کنند؛ سپس با استفاده از مخلوطی از فسفات تری بوتیل و یک حلال هیدرو کربن، اورانیوم و پلوتونیوم مصرف نشده را جدا می کنند و به عنوان سوخت جدید به مراحل تهیه سوخت می فرستند. ضایعات هسته ای سطح بالا را پس از جدا سازی، حرارت می دهند تا به پودر تبدیل شود. پس از فرآیند که آهی کردن خوانده می شود، پودر را به شیشه مخلوط می کنند تا ضایعات را در محفظه ای محبوس کنند. این فرآیند شیشه سازی نام دارد. شیشه مایع برای ذخیره سازی درون محفظه هایی از جنس فولاد ضد زنگ قرار می گیرند و این محفظه ها را در منطقه ای پایدار ( از نظر جغرافیایی ) انبار می کنند. پس از یک هزار سال، شدت تابش های رادیواکتیو ضایعات هسته ای به مقدار طبیعی کاهش پیدا می کند. این نقطه تا به امروز، انتهای چرخه سوخت هسته ای است.
فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را به همه ی دوستدارانش تسلیت عرض می کنم .
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید . " امام حسین (ع) "
* فراموش نکنیم که پیام اصلی کربلا و عاشورا « نماز است » . پس به نماز اهمیت دهیم .
* امام حسین در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد .
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی می گساران را چه شد
حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش
از که می پرسی که دور روزگاران را چه
که یکی هست و هیچ نیست جز او *** وحده لا اله الا هو
این اولین پیغام ماست . امیدواریم وبلاگ مفیدی رو بتونیم در اختیارتون قرار بدیم .
با تشکر .



